جستجو :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز: ۱۳۹۹ پنج شنبه ۱ آبان

 
  • بازنشر درس اخلاق؛ نقش حضرت زينب«سلام‌الله‌علیها» در احیای تشیّع - جلسۀ دوم
  • تماس تلفنی معاون اوّل رئیس جمهوری، آقای دکتر جهانگیری1399/7/12
  • بازنشر درس اخلاق؛ نقش حضرت زينب«سلام‌الله‌علیها» در احیای تشیّع - جلسۀ اول
  • اطلاعیّۀ شروع درس خـارج‌فقـه - 29/6/1399
  • پیام به مناسبت رحلت حضرت آیت‌الله آقای حاج شیخ یوسف صانعی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» - 22/6/1399
  • درس اخلاق؛ عوامل سقوط انسان، عامل چهاردهم: دنیاگرایی
  • بیانات در آستانۀ سال‌روز شهادت امام سجاد«سلام‌الله‌علیه»
  • متن و صوت جلسات درس اخلاق در ماه محرم
  • لینک صفحات و کانال‌های فضای مجازی دفتر

  • -->





    عنوان درس: حکم مضاربه با کافر
    موضوع درس:
    شماره درس: 58
    تاريخ درس: ۱۳۸۳/۳/۹

    متن درس:

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم . بسم الله الرحمن الرحیم . رب اشرح لی صدری و یسرلی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی .

    مسئله18 (1)

    در مسئله 18 فرموده اند «یکره المضاربه مع الذمی خصوصا اذا کان هو العامل لقوله علیه السلام لا ینبغی للرجل المسلم ان یشارک الذمی و لا یبضعه بضاعة و لایودّعه ودیعه و لا یصافیه المودة و قوله علیه السلام ان امیرالمؤمنین علیه السلام کره مشارکة الیهودی و النصرانی و المجوسی الا ان یکون تجاره لایغیب عنها المسلم و یمکن ان یستفاد من هذا الخبر کراهة مضاربة من لا یُؤمّن منه فی معاملاته من الاحتراز عن الحرام»

    اصل مسئله که مرحوم سید فرموده اند بجاست . الا اینکه این مسئله تعبدی نیست. یک مسئله ارشادی است . انسان با کافر مراوده داشته باشد . حالا یهودی باشد یا دهری، بودایی . معلوم است . خوب نیست . و ظاهراً این اختصاص به یهود و نصاری ، این دیگر موردی است ، شأن نزولی است یعنی در آن محیطی که روایت آمده یهودی ها بوده اند ، نصرانی ها بوده اند و غیریهودی و نصرانی آنجا یا نبوده است یا کم بوده است حالا بر فرض هم این فرض من را نپذیرند و بگویید موردی نه ، اما با الغاء خصوصیّت یا با اولویت قطعیه معلوم است که از یهودی ، از نصرانی ، از مجوسی تجاوز می کنیم و می گوییم که هر کافری . و بالاولویة القطعیه هر بت پرستی ، هر بودایی که دیگر اصلاً خدا قبول ندارد .

    مرحوم سید یک مقدار بیش از این تجاوز کرده اند ، رفته اند روی مسلمانی که امین نیست و اصلاً حکم را آورده اند روی همین که اصلاً روایت وارد شده برای اینکه با امین معامله کنیم . اگر امین نبادش معلوم است معامله با این ضرر دارد آنجا که بتواند دزدی می کند . مرحوم سید حکم را این جور تعمیم داده است که حتی مسلمان را هم بگیرد ، اما ظاهراً مطلب بالاتر از این حرفها باید باشد و آن مراوده با فاسق ، مراوده با فاجر ، مراوده با کافر ، و این است که قرآن خیلی روی آن پافشاری دارد «لا یتخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذلک فلیس من الله فی شیئ»(2) .

    که این جمله در قرآن نیامده الا اینجا که خدا دست عنایتش را برمی دارد از سر آن کسی که مراوده با کافر داشته باشد . کافر را ولی خودش ، دوست خودش ، سرپرست خودش ، قرار دهد . و در آیه دیگر علتش هم آورده شده «یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا بطانة من دونکم»(3) که این بطانه یعنی سرپرستی ، دخالت در کارهای سیاسی ، اما علتش را می آورد «لایألونکم خبالاً » دشمن مسلمان، دشمن اسلام هرچه بتواند صدمه بزند می زند «و دّوا ما عنتّم» اصلاً دوست دارد شما در مشقت باشید ، شما زیردست باشید «قد بدت البغضاء من افواهم» این دشمنی گاهی به زبان آورده می شود «و ما تخفی صدورهم اکبر» آنچه در دل دارند این است که اسلام عزیز را نابود کنند . اما حالا آن را جرأت ندارند یا نمی خواهند بگویند برای اینکه می خواهند بطانه باشند می خواهند مراوده داشته باشند، می خواهند سرمایه گذاری کنند ، این را نمی گویند اما گاهی از زبانشان جستن می کند یک چیزی که همین است «و ما تخفی صدورهم اکبر» نظیرش در قرآن زیاد است . آن وقت اگر بخواهیم الغاء خصوصیّت بکنیم که باید بکنیم ، اولویت قائل بشویم ، حالا اولویتش را نمی دانم شاید هم اولویت قائل بشویم ، بخواهیم الغاء خصوصیّت بکنیم از کافر به مسلمان مراوده با سنّی ، نه یک قدری بالاتر مراوده با آدمهای لاابالی ، آدم های نیش دارد راجع به اسلام عزیز که الان پیاده نظامهای آمریکا هستند ، مطالعه کردن کتابهایشان ، گوش دادن به حرفهایشان و خواندن مجلّه و بولتنهایشان ، و این دو تا روایت یک قطره ای از دریای آن است که قرآن و روایات می گوید ، اسلام روی آن پافشاری دارد . اینجا در روایت سکونی هم آمده است . و آن این است که مسلمان باید مستقل باشد . کافر زیردست او باید باشد و اصلاً عموم مردم با عموم کفار نباید برخورد داشته باشند . برای اینکه مخالطه اینها ، اختلاط بین کافر و مسلمان همین تهاجم فرهنگی را می آورد که حالا آورده . از روز اول علماء ، بزرگان در زمان ناصرالدین شاه ، - نمی دانم خدا چکارش بکند – هر چه علماء گفتند نکن اما این پیاده نظامهای انگلیس ها گفتند که ما عقب مانده ایم ، می خواهیم متمدّن بشویم ، چاره ای نداریم جز این که ما برویم ، آنها هم بیایند و کم کم رسید به آن تحریم تنباکو که ضربه عجیبی به استکبار زد ، به ناصرالدین شاه زد اما بعدش ما کوتاه آمدیم مسلمانها ، شیعه ها کوتاه آمدند تا رسید زمان پهلوی و آن بازی ها . جمهوری اسلامی آمد اول که آمد با یک طنطراقی و خیلی از این چیزها موقوف شد حتی در قانون اساسی آمد که سرمایه گذاری اینها غلط است ، استقراض از اینها غلط است و نباید بشود اما همه کوتاه آمدیم ، روحانیت ، مردم ، مسئولین و حالا رسیده به آنجا که نباید برسد و پیاده نظامهای آمریکا آن هم در مجلس مقدّس ، داد و فریا اینکه آمریکا حتما باید بیاید . ما حتما باید آشتی کنیم با آمریکا.

    اینها یک چیزهای عقلی است ، روایت هم داشته باشیم ، قرآن هم داشته باشیم ، قرآن ارشاد است ، عقل ما را بیدار می کند همین آیه بطانه خب یک امر عقلی است . عقل ما می گوید که «لا تتخذوا بطانة من دونکم» یا «لایتخذ المؤمنون الکافرین اولیاء» این یک امر عقلی است . عقل ما آن هم عقل ضروری ، عقل عرفی ، عادی به خوبی دلالت بر اینها دارد . چنانچه عقل ما از کافر که گذشتیم می آید سرفاسق و فاجر خب معلوم است «ایاک و مصاحبة الاشرار فانه یوجب سوءالظنّ بالاخیار»(4) بَه چه روایت خوبی ! دیگر معمولا وقتی نشست و برخایت با فاسق و فاجر بکنیم دیگر دودش در چشممان می رود ، در چشم پدر و مادر ، در چشم اجتماع هم می رود و با فاسق و فاجر نباید رفت و آمد کرد . از مراتب امر به معروف و نهی از منکر مبارزه منفی با فاسق و فاجر ، با یهودی ها ، با نصرانی ها ، با هر کس که مسلمان نیست ، هر کس که شیعه نیست ، دیگر هر کس باشد ، باشد . چنانچه عقل ما گاهی می گوید خب مثلاً سرمایه گذاری اینها فعلا طوری نیست یا ما مجبوریم برای خاطر بقاء نظاممان داشته باشیم اگر عقل ما یک چنین حرفی بزند خیلی خوب ، اگر نزند خب نه ، همین استقراضها است که در فلسطین درست می کند ، همین استقراضها است که ما را به این بدبختی کشانده است . همین سرمایه گذاری ها . خیال می کنید که فلسطین چه جوری شد که حالا این درد را دارد ؟ اول آ»دند زمین خریدند هرچه سیاستمدارهای آنجا می گفتند نه ، نکنید ، خدا لعنت کند انگلیس را که همیشه یک غده سرطانی برای جامعه بشریت بوده ، حالا هم که پیر شده باز هم – یک پیر خرفتی – همان کارها را می کند بالاخره زمین خریدند ، کم کم مراوده پیدا کردند . مخصوصاً اینکه سیاست هم با آنها بود . کم کم رسید به اینکه دارای مملکت شدند ، حالا اراضی را غصب کردند بنام مملکت حالا ای کاش به این اندازه هم کفایت می کردند حالا آن فلسطینی های بیچاره که بیرونشان کردند ، می گویند شما که بیرون هستید هیچی ، اینها هم که هستند باید بروند ، همه مال – من ، اما وقتی که قانون می نویسند می گویند از نیل تا فرات . این از باب مثال است ، در جاهای دیگر می گویند همه دنیا مال ماست . که حالا عراق را هم من شنیده ام که دارند زمین می خرند و این از جسارت به مسلمانها خیلی بدتر است . این مصائبی که این یک ساله جلو آمده ، این مصائب جسارت به عتبات مقدسات ، جسارت به روحانیت ، کم کم آن قضایایی که از اول هم بوده است تا الان ، مسئله زندانها ، کشت و کشتارها حتی برسد به اینجا برای اینکه بخندند جلسه عروسی را به عزا مبدّل کنند ، بعد می نشینند شب نشینی می خندند . الان دارند در عراق زمین می خرند و این مصیبت بالاتر از مصیبت فتح عراق و انیها یک مصائبی است که بزرگان نظیر مدرس ها ، نظیر شیخ فضل الله نوری ها و از این آخر بزرگتر از همه و گویا از همه افتخار همه مرحوم حضرت امام خمینی «رضوان الله تعالی علیه» . خب دارند می گویند ، گفتند الان هم چنین است و این آیات خیلی داغ است در این باره این «فلیس من الله فی شیئ» گفتم که در قرآن نیامده غیر از اینجا . چنانچه در روایات ما هم نیامده به غیر از آنجا که انسان دنیاپرست بشود «من اصبح و کان همّه الدنیا فلیس من الله فی شیئ»این جمله در روایت برای دنیاپرستان . حالا ما طلبه ها باشیم یا بازاریها باشند یا هر که .

    بنابراین ، این فرمایش مرحوم سید که یک مقدار تجاوز می کنند بیش از این مقدار باید تجاوز کرد ، بیش از اینها باید حرفهای آن را بزنیم و اگر همان وقت اختلاف در نجف نیفتاده بود الان ایران به خیلی جاها رسیده بود . شیخ فضل الله نوری که مسلم شد مرگش ، اعدامش یک نامه نوشت داد به دست یکی از شاگردها گفت این را ببر نجف و پیش مرحوم آخوند و مرحوم سید و جمع کن توی یک مجلس با مریدها و این نامه را آنجا بخوان . می گوید آمدم نجف ، نمی شد بین سید و آخوند را جمع کنیم ، اختلاف شدید ! تکفیر! تفسیق! بالاخره با یک جورهایی جمع کردم ، نامه را که باز کردم نوشته بود :

    بسم الله الرحمن الرحیم ، آقای آخوند ، آقای سید اگر من به دار رفتم برای خاطر اختلاف شما بود و الا اگر متحد بودید من به دار نمی رفتم .

    چه حرف خوبی انصافاً ! و دشمن مخصوصاً انگلیسها هر وقت بخواهند مسلط بر سر ما بشوند اختلاف می اندازند در میان ما .

    مرحوم سید باید این جورها گفته باشند .نمی دانم حالا چرا رفته اند حتی تعدّدی از یهود و نصاری هم نکرده اند و رفته اد روی یک امر دیگر اینکه چون امین نیست از این جهت نمی شود با او معامله کرد . و امر خیلی بالاتر از اینهاست . حالا اصل مسئله را بخوانیم ببینیم مسئله ما چقدر از آن باید تعدی بکنیم و چه چیزهای خوبی باید بگوییم «یکره المضاربه مع الذمی خصوصا اذا کان هو العامل» این را نمی دانم از کجا پیدا کرده اند ، این خصوص ندارد دیگر. الا اینکه باز بگوییم خصوصا اذا کان هو العامل ایشان الغاء خصوصیّت می کند و می فرماید چونکه عامل بیشتر می تواند دزدی بکند لذا خصوصا – این از خودشان است - «خصوصا اذا کان هو العامل» این برداشت خودشان است از روایت . چرا ؟ بگوییم که مالک خیلی نمی تواند دزدی بکند اما عامل می تواند دزدی بکند از این جهت کراهت دارد با اینکه آدم ناامنی است به او بدهیم . حالا چرا ؟ این دو تا روایتی که ایشان می آورند جلد 13 وسائل – همین جلدی که روایات مضاربه را دارد – باب 2 از ابواب احکام شرکت ، روایت 1 .

    روایت این است ، روایت صحیح السند است : (5)

    «لا ینبغی للرجل المسلم ان یشارک الذی» این یشارک الذی معنایش این است که با هم شریک بشوند ، اما مرحوم سید آورده اند برای مضاربه «و لا یبضعه بضاعة» که برای کافر، برای مشرک کار بکند . بضاعه اگر یادتان باشد آن بود که پول به او بدهند بگویند برو کار کن استفاده اش مال من ، اجرة المثل به تو می دهیم «و لا یودّعه ودیعة» بخواهیم ودیعه بگذاریم پیش کافر یا ودیعه از او بگیریک اما خب حالا ظاهر روایت این است که ودیعه پیش او بگذاریم «و لا یصافیه المودّة» رفاقت هم باید با او نکرد و این را مرحوم سید فراموش کردند . عمده اینجاست «و لا یصافیه المودّة» آن وقت دیگر خواه ناخواه وقتی که با آن مضاربه بکنیم ، مباضعه بکنیم ، از او ودیعه بگیریم ، به او ودیعه بدهیم این خود یک نحو دوستی با اوست ، حالا بالاخره روایت این است شرکت نه ، بضاعه نه ، ودیعه نه ، مضاربه در روایت نیست . بنابراین ، اصلاً در روایت مضاربه نیست . شما اگر مضاربه را می خواهید باید الغاء خصوصیّت بکنید و حالا چه جور شده مرحوم سید تمسک به این روایت کرده اند برای مضاربه ، ساکت از این هم شده اند که اگر بخواهیم تمسک به این روایت بکنیم باید الغاء خصوصیّت کنیم برای اینکه شرکت نه پس مضاربه هم نه ، یا مباضعه نه ، پس مضاربه نه ، ودیعه نه برای اینکه پول گذاشتن پیش کافر است پس مضاربه هم پول گذاشتن است آن هم نه ، ودیعه نه ، مضاربه هم نه با الغاء خصوصیّت.

    مرحوم سید باید گفته باشند «و یکره المعامله» یا «یکره الاتجار و منهما المضاربه» اگر مرحوم سید گفته بودند که «یکره التجاره مع الذّمی» یا «یکره المعامله مع الذّمی و منها المضاربه» خب این خیلی خوب بود . اما «یکره المضاربه مع الذّمی لقوله» در لقوله نیست ، نه در روایت اول هست نه دوم . البته عرض کردم اصل مطلب درست است با الغاء خصوصیّت .

    و قوله علیه السلام (6) که باز روایت موثقه است ، از نظر روایت اشکال نداریم، روایت سکونی است ، موثقه است :

    «ان امیرالمؤمنین علیه السلام کره مشارکة الیهودی و النصرانی و المجوسی الا ان تکون تجارة لا یغیب عنها المسلم» این معنایش چیست ؟ یعنی یک آقا بالا سر، که اسمش را می گذاریم عین ، یک چشم روی کارهایش باشد ، حالا این چشم ، چشم خود آن صاحب پول باشد یا نه یک شاگردی درست بکند و آن شاگرد چشم از برای این آقا باشد . جاسوس او باشد ، مواظب باشد که کارهایش چه جوری است لذا امیرالمؤمنین کراهت داشتند این هم لفظ مضاربه در آن نیست . و مرحوم سید اگر می خواستند تمسک بکنند باید بگویند که مطلق معامله جایز نیست الا اینجا . بعد هم اینکه الا چشم روی آن باشد خب این تا آنجا را درست می کند که برای اینکه این کراهت جهاتی دارد . یک جهتش این است که این امین نیست . خب چشم روی آن باشد این امانت را درست بکند . یکی هم اینها لاابالی در طهارت و نجاست و امثال اینها هستند مراوده با اینها این درست نیست خب این هم عقلی است و در روایت نیامده است .یکی هم بالاتر از اینها که آن دیگر کره نیست . کره به معنای عام است . کره نیست ، حرام است آنجا که آن مراوده ، آن تجارت موجب بشود سلطه آن را . آن مواظب باشد اظهار عقیده بکند . نفوذ عقیده بکند و امثال اینها . بنابراین اگر مرحوم سید بالاتر از اینها فرموده بودند که کره عقلا . اما لقوله علیه السلام با این دو تا روایت ، این دوتا روایت هیچ کدام مضاربه ندارد . آن وقت برمی گردد به یک حرف بالاتر از اینها که سید آخر کار باید فرموده باشند و آن این است که ای مسلمان مراوده با غیر خودت نداشته باش . یک کاری بکن مستقل شو برای اینکه اگر مراوده داشته باشی موجب سلطه می شود اگر مراوده داشته باشی موجب این می شود که عقیده اش را در شما نفوذ بدهد و بالاخره مثل زمان ما می شود که این پیاده نظامها که الان چه بلایی به سر شیعه و جمهوری اسلامی ایران می آورند . و این اندازه که ایشان الغاء خصوصیّت کرده اند ظاهراً خیلی کم است «و یمکن ان یستفاد من هذا الخبر کراهة مضاربة» من نمی دانم این مضاربه را ایشان از کجا درآورده اند ؟ کراهة معاملة باید بگوید و الا مضاربه که در روایت نداریم «کراهة مضاربة من لایؤمن منه فی معاملاته» - امن از چه ؟ - «من الاحتراز عن الحرام» چونکه هر که احتراز از حرام ندارد کراهت دارد با آن معامله بکنیم حالا معامله ، مضاربه باشد یا مباضعه ، بیع و شراء باشد یا چیز دیگری . موارد فرق می کند . اگر این جمله باشد خب مکروه است . دیگر حرام که نیست و اما اگر عرض من باشد یک امر ارشادی است ، تابع مایرشد الیه است . گاهی کراهت است ، گاهی حرمت است . گاهی گناه کبیره است ، اکبر کبائر است . باید ببینیم مورد کجاست ، عقل ما تابع مایرشدالیه است در ارشادیات . گاهی کراهت می داند گاهی هم حرام است در سر حدّ کفر. انصافاً مرحوم سید اینجا خیلی کوتاه آمده اند و این جوری روایت را اوّلاً از آن مضاربه فهمیدن و بعد هم این جور معنا کردن این اندازه الغاء خصوصیّت کردن انصافاً یک کوتاهی از مرحوم سید است .

    التاسعة عشر : (8)

    «الظاهر صحة المضاربة علی مأة دینار کلیّاً فلایشترط کون مال المضاربه عیناً شخصیة» این منافات دارد با سابق ، سابقاً می فرمودند اگر دین باشد مضاربه مع الدین نمی شود کرد که ما می گفتیم می شود برای اینکه مضاربه می کند ، از آن یک میلیون تومان می خواهد ، می گوید یک میلیون تومان که از تو می خواهم با تو مضاربه می کنم ربح ، نصف ، نصف . خب آن بعد می رود و آن دین را عین می کند . ما سابقاً می گفتیم چرا نمی شود ؟ همان را مرحوم سید الان اینجا دارند الا اینکه می گویند اگر این جور بگوید مضاربه می کنم با تو با یک میلیون توما ، بعد یک میلیون تومان را چک بدهد بگوید برو از بانک بگیر. خب این نظیر همان دین می باشد . اگر نمی شود روی هیچ کدام نمی شود . اگر می شود روی هر دو ، می شود و حق هم این است که روی هر دو ، می شود . می گوید یک میلیون تومان در ذمه ات دارم برو این یک میلیون را مضاربه کن نصف ، نصف این هم چک آن . (اگر جایز نیست هیچ کدام جایز نیست ، اگر جایز است هردو جایز است اما یک جا جایز نیست ، یک جا جایز است این ظاهراً معنا ندارد دیگر) .

    حالا همان که ما می گفتیم الان مرحوم سید می گویند ، عرض کردم اگر یادتان باشد آنجا – کن تقاضا دارم از شما یک قدری مطالعه کنید الان همین کتاب مضاربه خیلی به چیز داد و شاید از مباحثه مثلاً کتاب خمس ، آن خیلی خوب بود اما این خیلی چیز بیشتر به ما داد از نظر قواعد فقهی ، چنانچه کتاب اجاره هم همین بود . کتاب اجاره خیلی چیز به ما داد از نظر قواعد علمی . ان شاء الله  فردا یا پس فردا نمی دانم امروز این تمام می شود یا نه . مرحوم سید بعد از مضاربه ، کتاب شرکت را آورده اند آن هم همین طور است این کتاب شرکت علاوه بر اینکه خود مسائله شرکت عام البلوی است ، مفید است اما یک قواعد خوبی نظیر همین کتاب مضاربه مرحوم سید دارند . این را برای این می گویم که مطالعه کنید اقلا دو ساعت وقت خودتان را بدهید به این فقه . یک ساعت مباحثه کنید . جزوه بنویسید و این جزوه نوشتن خیلی لازم است خیلی واجب است و مضاربه جواهر را ببینید ، اینجا را ببینید اینها یک چیزهای لازم و واجب است . واجب است . اگر نباشد که نمی شود بنابراین دو ، سه ساعت وقت خود را بدهید معمولا شماها خیلی تلویزون می بینید خب نبینید دیگر یک اخبار ببنید . روزهای پنجشنبه ای ، جمعه ای ، فیلمی شماها که فیلم نمی بینید . یک قدری کمتر گعده کمتر داشته باشید . تلویزون کمتر داشته باشید و بدهید به فقه . فقه آل محمد وصلّی الله علیه و آله و سلم . شما را به خدا قسم روی این حرفها فکر بکنید استاد بزرگوار ما آقای بروجردی «رضوان الله تعالی علیه» می فرمودند استا ما آقا میرزا عبدالمعالی اصفهانی ، کلباسی می فرمودند آن قلمی که با آن قلم فقه نوشته شود اگر آن قلم در اتاقی باشد من در آن اتاق برای احترام آن قلم نمی خوابم اگر این اهمیت را به فقه نمی دادند که ما جواهر الان نداشتیم . ما این کتابهای بزرگ قدما ، متاخرین را الان نداشتیم . اگر مثل شما بودند در مطالعه ما مراجع و مجتهد جامع الشرایط نداشتیم . بیایید حرف من را بشنوید هم برای دنیایتان خوب است هم برای آخرتتان - «الظاهر صحة المضاربه علی مأة دینار کلیّاً فلا یشترط کون مال المضاربه عیناً شخصیة» بنابراین آن کلی یک دفعه به ذمه است ، یک دفعه نه به ذمه نیست و کلی 1000 دینار و بعد 1000 دینار را می رود از بانک می گیرد و به شما می دهد . یک دفعه هم 1000 دینار به ذمه شما است ، الان باید بدهید می گوید با آنچه به ذمه تو است برو مضاربه کن . این مسئله اینجا با آنجا تهافت دارد و اینجا درست است «فیجوز ایقاعهما العقد علی کلی ثم تعیینه فی فرد و القول بالمنع لان القدر المتیقن العین الخارجی من النقدین ضعیف» سابقاً همین را می گفتند، می گفتند که مضاربه چون روایت نداریم هرکجا شک کردیم باید قدر متیقن بگیریم . ما می گفتیم که مضاربه یک امر عرفی است، هر جور عرف می گوید اگر بخواهیم تخصیص بدهیم روایت می خواهیم ما به عکس مرحوم سید می گفتیم ، حالا اینجا مرحوم سید همان که ما می گفتیم می فرمایند و آن قول قدر متیقن را ردّ می کنند . یک تهافت حسابی بین آنجا و اینجاست .

    «و القول بالمنع» چرا منع کرده ؟ «لان القدر المتیقن العین الخارجی» این قول ضعیف است . «و اضعف منه احتمال المنع حتی فی الکلی فی المعین اذ یکفی فی الصحة العمومات» عمومات را قبول نداریم برای اینکه عمومات اصلاً نداریم اما این را داریم ، سیره عقلا ، اصلاً در باب معاملات ما عمومات نداریم . چون عمومات نه ، سیره عقلا ، عمومات را هم تأیید می کند آن سیره عقلا را .

    می خواستیم تمام کنیم نشد این متم العشرین این یعنی چه ؟ ان شاء الله فردا به من بگویید یعنی چه ؟

                                                            و صلّی الله علی محمد و آل محمد.

     

    -------------------------------------------------------------------

    1- عروة الوثقی ، ج 2، ص 521.

    2- سوره آل عمران ، آیه 28.

    3- سوره آل عمران ، آیه 118.

    4- ترجمه میزان الحکمه ، ج 7 ، ص 3398.

    5- وسائل الشیعه ، ج 13، ص 176 ، حدیث 1 .

    6- وسائل الشیعه ، ج 13، کتاب الشرکه ، باب 2 ، حديث 2.

    7- عروة الوثقی ، ج 2، ص 521.

    چاپ دانلود فايل صوتي
    احکام
    اخلاق
    اعتقادات
    اسرار حج
    مناسک حج
    صوت
    فيلم
    عکس

    هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى مظاهری «مدّظلّه‌العالی»
    آدرس دفتر اصفهان: خيابان عبد الرزاق – کوی شهيد بنی لوحی - کد پستی : 99581 - 81486
    تلفن : 34494691 -031          نمابر: 34494695 -031
    آدرس دفتر قم :خیابان شهدا(صفائیه)- کوی ممتاز- کوچۀ شماره 1(لسانی)- انتهای بن‌بست- پلاک 41
    تلفن 37743595-025 کدپستی 3715617365