أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ
رب اشرح لی صدری و یسرلی أمری وَحلُل عقدة من لسانی یفقهوا قولی
بحث رسید به آیه 140 از سوره آل عمران:
«إِنْ یمْسَسْکمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ
وَ تِلْک الْأَیامُ نُداوِلُها بَینَ النَّاسِ وَ لِیعْلَمَ اللَّهُ الَّذینَ
آمَنُوا وَ یتَّخِذَ مِنْکمْ شُهَداءَ وَ اللَّهُ لا یحِبُّ الظَّالِمینَ، وَ لِیمَحِّصَ
اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ یمْحَقَ الْکافِرین»[1]
محتوای این دو سه آیه در قرآن زیاد آمده است و آن قضیه امتحان است که
برای انسان باید جلو بیاید و نمیشود این انسان امتحان نشود. قرآن روی این امتحان
خیلی پافشاری دارد. میفرماید خیال نکنید که فقط برای شماست بلکه از اول تا روز قیامت
همین است و این انسان باید امتحان شود. «أَ
حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَکوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یفْتَنُونَ، وَ
لَقَدْ فَتَنَّا»[2]
امتحانها منقسم میشود به دو قسم. یک امتحانی که معلم از شاگرد میگیرد
تا ببیند چند مرده حلاّج است. این امتحان برای انسانها هست اما نه برای اینکه خدا
بداند، بلکه خدا میداند اما برای اینکه خدا بنمایاند به شخص که چه کاره هستی. اگر
نمره خوب بیاورد، برای اینکه به او بفهماند که تو خوبی و خوبتر شدی و اگر نمره نیاورد،
برای اینکه به او بفهماند که تو بدی و خوب شو. نظیر یک معلم سر کلاس که معلم زرنگ
و بافراستی است و نگاه به شاگردها کند، میداند شاگردها چه کاره هستند. اما
بالاخره این معلم باید شاگردها را امتحان کند که بفهماند به شاگردها که خوب هستی یا
نه و یا نمره داری یا نه. این امتحان برای همۀ ما هست. خدا به ما پول میدهد که ببیند
چه کاره هستی. یعنی به خود ما بفهماند که چه کاره هستیم. یا خدا پول را از ما میگیرد
که بفهماند چه کاره هستی. معمولاً هم در امتحانها، افراد نمرۀ خوبی نمیآورند. باید
بگوییم نود درصد مردم رفوزه میشوند و نود درصد هم نمره خوب نمیآورند. کم است که
نمره بیست بیاورد و یا نمره ده بیاورد. معلوم میشود که در امتحانها تا عادی باشد
طوری نیست اما تنشی جلو بیاید، خودش را میبازد. اگر مشکلی جلو بیاید، ناشکریها
شروع میشود. «وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ
فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزْقَه»؛ آن وقت وامصیبتا!
اگر در رفاه هم واقع شود، بنا میکند سرکشی کند و چه طغیانگری و چه
گناهان بزرگی کند. معمولاً انسانها اینطور هستند که در رفاه درست امتحان نمیدهند
و در مضیقه هم درست امتحان نمیدهند و این در رفاه بودن و در مضیقه بودن، باید
باشد. نمیشود که انسان همیشه در رفاه باشد و یا همیشه در مشکل باشد. گاهی مشکل
است و گاهی رفاه است. اگر به راستی اهل کار باشد، یعنی به راستی مسلمان واقعی
باشد، در مشکلات نمره خوب میآورد و در رفاه هم نمره خوب میآورد و این کم است. باید
از وقتی که وارد اجتماع میشویم، این فرض را بکنیم که امتحان میشویم.
آمده بود خدمت امام صادق«سلاماللهعلیه» و میگفت یابن رسول الله! من دعا
میکنم امتحان نشوم و شما به من دعا کنید که امتحان نشوم. فرمودند این نمیشود بلکه
من دعا میکنم که در امتحانها نمره خوب بیاوری. خودت هم اینطور دعا کن که خدایا
من در امتحانها نمره خوب بیاورم و الاّ یک شاگرد در دبستان یا دبیرستان به معلم
بگوید که ما تقاضا داریم امتحان نگیرید. معلم میگوید نمیشود و حتماً باید
امتحان شوید. کاری که من میتوانم برای تو بکنم، اینست که خوب به تو درس بدهم و تو
هم خوب درس بخوانی و نمره خوب بیاوری. بنابراین، این امتحانها هست. باید مواظب
باشیم در جزر و مد روزگار در وقتی که در رفاهیم، از نعمت خدا استفاده کنیم برای
خودمان و برای دیگران و وقتی هم در مضیقه هستیم، ناشکری نکنیم و از همان مضیقه
استفاده کنیم برای کمالمان و حتی استفاده کنیم برای دیگران.
امتحان دیگری هم که هست که در این آیه متعرض است، امتحان مهندس از
سنگ معدنی است. سنگهایی که آهن یا مس یا نقره یا طلا دارد، این طلاها و مسها باید
از این سنگها بیرون بیاید. مهندس این سنگها را از کوه میآورد در کوره هزار چندین
درجهای تا کم کم کدورتها برود و طلای ناب شود. ما در این دنیا آمدیم برای اینکه
طلای ناب شویم و به کمال برسیم. لاأقل بهشتی شویم. حال اگر مقام عنداللهی را به
دست نمیآوریم، لاأقل بهشتی شویم. انسان خلق شده برای همین، «أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقین»؛ بهشت مهیا
برای مؤمن است. اما این مؤمن باید برود تا به بهشت برسد. آن جزر و مد چه آتشها و
چه کورهها که باید مو به مو جلو برود. گاهی تکلیف است و باید نماز بخواند و روزه
بگیرد و گاهی مستحبات است و نماز شب بخواند و گاهی مال است و خمس بدهد. کمک به بینوایان
کند. گاهی جهاد است و باید جهاد کند. گاهی امر به معروف و نهی از منکر است و باید
امر به معروف و نهی از منکر کند. بالاتر از اینها اجتناب از گناه کند. انسان وقتی
وارد اجتماع شود، گناه زیاد است، ولو اجتماع سالم، وقتی فساد اخلاقی در اجتماع
باشد مثل الان خیلی مشکل است اما وقتی هم فساد اخلاقی نباشد، در مجالس نشستن و
سالم بلند شدن، خیلی مشکل است. من یادم نمیرود که در مجلس نشسته بودیم و غیبت
شروع شد و به من گفت بلند شو برویم تا کم نیاوردیم. معمولاً انسان در مجالس کم میآورد.
برای اینکه تا غیبت میشود ما باید دفاع کنیم. این واجب و لازم است. بگوییم چرا
آبروی مسلمان را میبری و غیبت میکنی. اگر گناه را از دیگران ببیند در مجالس یا
در خانه زن به شوهر و شوهر به زن و هر دو به بچهها و بچهها به پدر و مادر با
تلطف و احترام و با مهربانی و علی کل حال اجتناب از گناه. یعنی گناه جلو میآید که
ببینند چه کاره هستی. آیا میتوانیم از این صحنه رد شویم و یا در جهنم میافتیم. این
هم امتحان دوم است که اسمش را میگذارند امتحان مهندس از سنگ معدنی و پروردگار
عالم ما را به این دنیا آورده که نارس هستیم و رسیده شویم. آن وقت مثل میوه نارس که
رسیده شود، خیلی مزه دارد. انسان به کمال برسد، به راستی هم برای خودش و هم برای
اجتماع خیلی مزه دارد و حتی خدا به او افتخار میکند. پروردگار عالم به هیچ چیز در
قرآن دست مریزاد به خودش نگفته غیر از خلقت انسان. «فَتَبارَک اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقین»؛ بارک الله به خدا که چه چیز خوبی آفرید. این خیلی حرف است که
پروردگار عالم به خودش بگوید بارک الله برای اینکه آدم آفرید. خدا آدم آفرید برای
اینکه آدم شود و ناگهان به دست نامبارک خودش، یک حیوان تحویل جامعه میدهد.
و صلّی الله علی
محمّد و آل محمّد
[1]. آل عمران،
140 و 141: «اگر به شما آسیبى رسیده، آن قوم را نیز آسیبى نظیر آن رسید؛ و ما این
روزها[ى شکست و پیروزى] را میان مردم به نوبت مىگردانیم [تا آنان پند گیرند] و
خداوند کسانى را که [واقعاً] ایمان آوردهاند معلوم بدارد، و از میان شما گواهانى
بگیرد، و خداوند ستمکاران را دوست نمىدارد، و تا خدا کسانى را که ایمان آوردهاند
خالص گرداند و کافران را [به تدریج] نابود سازد.»
[2]. عنکبوت، 2
و 3: «آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها مىشوند و مورد آزمایش
قرار نمىگیرند؟، و به یقین، کسانى را که پیش از اینان بودند آزمودیم.»