أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ
رب اشرح لی صدری و یسرلی أمری وَحلُل عقدة من لسانی یفقهوا قولی
بحث رسید به آیه 145 از سوره آل عمران:
«وَ ما کانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ کتاباً
مُؤَجَّلاً وَ مَنْ یرِدْ ثَوابَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ مَنْ یرِدْ ثَوابَ
الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها وَ سَنَجْزِی الشَّاکرین»[1]
آیه انصافاً آیۀ خوبی است و یک قاعدۀ کلی در زندگی انسان است و اینست
که اولاً توجه به این مطلب که ما یک سرنوشتی داریم و این سرنوشت پیش خدا معلوم است
و ذرهای کم و زیاد نمیشود. چنانچه اصلاً عالم وجود چنین است. به قول یکی از
بزرگان، اگر پشهای در این عالم یک بال زیادتر زند و یا یک بال از ماشین خلقت کم کند،
عالم به این چنانی مضمحمل خواهد شد. یعنی اینقدر این عالم وجود وابسته به یکدیگرند.
در فلسفه به آن میگویند موقوف التمام. بیش از این نمیشده است. هرچه بوده به یک
نحو دقیقی که صد درصد از روی حکمت است و من جمله سرنوشت همۀ انسانها.
یک فرق هست بین این انسانها و سایر موجودات و اینکه سرنوشتش دستش
خودش است. یعنی خودش با اختیار خودش میتواند سعادتمند شود و خودش با اختیار خودش
میتواند شقاوتمند بشود. تقدیر و سرنوشت الهی در زندگی انسان چنین است. به خاطر این
سرنوشت هم، پروردگار عالم تمام اسباب را فراهم کرده است. 1ـ به انسان عقل داده
است.قوۀ انتخاب و قوۀ تمیز داده است و این پیغمبر درون خیلی کار میکند. اگر انسان
از آن پیروی کند، خیلی کار میکند، الاّ اینکه این پیغمبر درون یعنی عقل که میتواند
سرنوشت ساز باشد، بعضی اوقات در آن میماند و آن علم را ندارد؛ لذا پروردگار عالم
یک پشتوانه به نام پیغمبر برون برایش تهیه کرده است. صد و بیست و چهار هزار پیغمبر
برایش آورده است که همۀ این پیامبرها سرنوشت ساز بودند و آمدند برای همین. «إِنَّا هَدَیناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکراً وَ إِمَّا کفُوراً»؛ ما آمدیم راه نشان بدهیم، اما سرنوشت تو دست خودت است. میخواهی
برو به سمت سعادت و یا برو به سمت شقاوت؛ لذا این انسان گاهی فعال برای دنیای خودش
است. گاهی فعال برای آخرت خودش است و گاهی هم مثل یک مسلمان که باید چنین باشد، هم
به فکر دنیا و هم به فکر آخرتش است. خدا نیز هم دنیا به او میدهد و هم آخرت. اگر کوشا
شد در دنیا، دنیا به او میدهد و اگر کوشا شد در آخرت، آخرت به او میدهد. اما
اسلام میخواهد و عقل هم در درون انسان میخواهد هم دنیا و هم آخرت؛ لذا اسلام روی
اینکه هم دنیا باشد و هم آخرت، خیلی پافشاری دارد. انسان دو بعدی است. وضع انسان اینست
که هم دنیایی و هم اخرتی است. از نظر بعد حیوانی، دنیایی است و از نظر بُعد ملکوتی
که روح باشد، آخرتی است و باید به فکر آخرت باشد؛ لذا در قرآن و من جمله اینجا و
جاهای دیگر میفرماید دنیای فقط نه و آخرت فقط نه و هر دو باید باشد و به دست
آوردن هر دو نیز دست خود انسان است. اگر فقط کوشا شد در دنیا مثل ژاپن، خدا به او
میدهد. اگر هم فقط کوشا شد در آخرت، «إِنَّ اللَّهَ
لا یضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنینَ». اگر هم کوشا
شد در هر دو، هم سعادت دنیا دارد و هم سعادت آخرت و آنکه قرآن و روایت میخواهد و
آنکه اسلام میخواهد، اینکه ما در هر دو کوشا باشیم. هم دنیایمان را آباد کنیم و
هم آخرتمان را. اگر دنیا نداشتیم، تقصیر دیگران و تقصیر خدا بگذاریم، غلط است. اگر
آخرت هم نداشتیم، تقصیر خدا و تقصیر سرنوشت و شانس بگذاریم، غلط است. شانس غلط
است. شانس این انسان دست خودش است و این انسان است که قوه اختیار دارد و این انسان
است که میتواند انتخاب کند و این انسان است که پیغمبر درون و پیغمبر برون و
راهنمای حسابی دارد و به واسطه راهنماییها باید سرنوشت حسابی هم برای سعادت دنیا
و هم سعادت آخرت تعیین کند. این لسان قرآن است. حال این لسان قرآن در خیلی جاها
آمده و در بیش از پنجاه جا در قرآن آمده است.
آیه اینست:
«وَ ما کانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ انسان چه وقت میمیرد؟ این دست خداست. این از باب مثال است.
انسان سعادتمند است یا شقاوتمند. مسلّم یک سرنوشتی برای او هست.
«کتاباً مُؤَجَّلاً»؛ در هر انسانی یک
سرنوشت از اول تا آخر معلوم است و این بلااشکال است که اسمش را قضا و قدر میگذارند.
به اندازهای دقیق است که مو زیر درزش نمیرود. «إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا یسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یسْتَقْدِمُون»[2]
اما این سرنوشت از اول تا آخر برای عالم وجود جبر است که عالم وجود
رو به کمال است به صورت جبراً. اما راجع به این انسان جبر نیست و اختیار است.
«وَ مَنْ یرِدْ ثَوابَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها»؛ اگر دنیادار شد و همیشه به فکر دنیا، خدا دنیا را به او میدهد.
«وَ مَنْ یرِدْ ثَوابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها»؛ اگر هم همیشه به فکر آخرت شد، خدا به او میدهد.
«وَ سَنَجْزِی الشَّاکرین»؛ اما
پروردگار عالم به آدم شاکر پاداش میدهد. معنایش اینست که اما آنچه برای این انسان
هست، هم دنیا و هم آخرت است. شکرگزار نعمتهایش باشد و دنیایش را تأمین کند و شکرگزار
نعمتها باشد و آخرتش را تأمین کند.
این دعا که آمده و ما در قنوت میخوانیم دعای خوبی است: «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً
وَ قِنا عَذابَ النَّارِ»
لذا قبل از این آیه شریفه اینست که بعضیها دنیا میخواهند و غلط
است و بعضیها آخرت میخواهند و این هم غلط است، پس «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ
حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ»
«وَ سَنَجْزِی الشَّاکرین»؛ یعنی آنکه
شکرگزار نعمتهاست برای دنیا و برای آخرتش.
خلاصه حرف این شد که سرنوشت هر کسی حتی مردنش و ساعتش معلوم است و
جبر است. جبر بر این عالم حکمفرماست و این عالم رو به کمال است.
و صلّی الله علی
محمّد و آل محمّد
[1]. آل عمران، 145: «و هیچ نفسى جز به فرمان خدا نمیرد. [خداوند، مرگ
را] به عنوان سرنوشتى معین [مقرر کرده است]. و هر که پاداش این دنیا را بخواهد به
او از آن مىدهیم؛ و هر که پاداش آن سراى را بخواهد از آن به او مىدهیم، و به
زودى سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد.»
[2]. یونس، 49: «آنگاه که زمانشان به سر رسد، پس نه ساعتى [از آن]
تأخیر کنند و نه پیشى گیرند.»