عنوان: امدادهاى غيبى
شرح:

اعوذ باللّه‏ من الشيطان الرجيم. بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.

بحث ما درباه امدادهاى غيبى از طرف حق تبارك و تعالى بود و بالاخره در اين چند جلسه استفاده كرديم بدون توفيق حق نمى‏شود كاركرد عمر بى بركت است مال بى بركت است علم بى بركت است و وقتى توفيق حق آمد خيلى چيزها مى‏آيد عمر مى‏شود پر بركت علم پر بركت وقتى عنايت حق آمد اين بعضى اوقات يك جرقه علمى كولاك مى‏كند غوغا مى‏كند و اگر اين عنايت حق از طرف حق نباشد بعضى اوقات چشم‏ها را باز مى‏كند مى‏بيند پايش لب گور است هيچ كارى نكرده است حتى براى خودش هم كار نكرده است بعضى اوقات مى‏بيند كه عمر صرف شد امّا نتيجه راضى نشد بعضى اوقات مى‏بيند كه نه اصلاً عمر به بطالت گذشت عمر به انقلت قلت، به حسرت‏ها و آمال ها و آرزوها گذشت و راستى انسان مى‏بيند بعضى از اهل علم بعضى از كاسب‏ها بعضى از اداره‏ها كارشان تكرار مكررات است صبحى يك چيزى بخور برو و اگر طلبه باشد يك درسى بخواند اگر كاسب باشد درب مغازه‏اش را باز كند اگر ادارى باشد مى‏رود و تا ظهرى بيا نهارى بخور و عصر هم برو يك مقدارى بچرخ بگرد شب بيا مقدارى روزنامه بخوان و بعد بخواب و بيدار شو دو دفعه از اول يك عمر پشت سر هم به قول عوام چرخيدن الاغ دور آسياب مثل آن الاغ كه از صبح تا به شب فعاليت مى‏كند كار مى‏كند امّا شب سر جايش است از همان جا كه آمده همانجا است و قرآن در آيات فراوانى من جمله اين آيه «يأكلون كما تأكل الانعام» و اگر راستى اين باشد به قول قرآن شريف اين عبث است بايد روى خط مستقيم و آن به آن حركت و الا عبث است و فكرش را بكنيم خيلى هامان عبث هستيم عمر ما تكرار مكررات است عمر ما تنيدن مثل يك كرم ابريشم در خود عمر ما اينكه بخوريم، بياشاميم، در بياوريم براى خوردن و آشاميدن يك چيزى را ولى بالاخره براى چى براى اينكه اين شكم پر شود و اين شهوت ارضاء بشود و اين آمال وآرزوهاى زشتش... مى‏رود توى خانه رفيقش مى‏بيند كه خانه را چه شكلى ساخته همان شب خوابش نمى‏برد يك همچين خانه‏اى خانه خوبش را خراب ميكند و حلال و حرام حالا بگو حلال صد ميليون خرج مى‏كند يك خانه مثل او مى‏سازد اول چه بود؟ دومى چه امتيازى دارد فقط چشم و همچشمى زندگى تجملى، زندگى چشم و همچشمى و الان وضع به هر كيفيت از ما طلبه‏ها بيشتر است وقتى عنايت خدا نباشد معمولاً چنين است و اگر هم عنايت خدا شد البته در اين بحثها خيلى استناد كردند گاهى استثنا است آنها را نبايد حساب كنيد امّا گاهى خود انسان خيانت به جان مى‏كند تقوايش، تهذيب نفسش، كارهايش اينها موجب مى‏شود دست عنايت خدا روى سرش نيايد يك اختلافى است در ميان بزرگان كه آيا همت مقدم بر توفيق است يا توفيق مقدم بر همت است معمولاً بايد بگوييم كه بايد همت باشد تا توفيق بدست عنايت خدا نصيب ما گردد بله همت را هم همه چيز را خدا بايد بدهد روى آنها نبايد حساب بكنيم به حسب ظاهر همت مال ما توفيق مال خدا بحث ما الان اين است و الا معلوم است امدادهاى غيبى استثنايى است براى بعضى از موجودات نبايد حساب كرد آنكه بايد حساب كرد همت ما خود را مورد عنايت حق قرار دادن بياييم توى وسط آفتاب و آفتاب بخوريم بياييم در وسط باران و باران رحمت روى سر ما ببارد اين است كه اگر راستى عنايت خدا نباشد معلوم است همتها به جايى نمى‏رسد و معمولاً همتها منحرف مى‏شود مى‏رود روى لذات جسمى ميرود روى لذات تخيلى امّا بيايد روى لذات معنوى روى حركت، سير الى اللّه‏ طى كند مرتب منازل را تا برسد به مقام لقاء بعضى اوقات انسان وحشت مى‏كند «ولقد ذرأنا لجهنم كثيرا من الجن و الانس لهم قلوب لا يفقهون بها و لهم اعين لا يبصرون بها و لهم اذان لا يسمعون بها اولئك كالانعام بل هم اضل اولئك هم الغافلون» [1] راستى انسان وحشت مى‏كند «ولقد ذرأنا لجهنم كثيرا من الجن و الانس» اين معنايش اين است كه اگر انسانها بيفتند توى راه مستقيم بايد توقف نداشته باشد بايد راه انحرافى نباشد بايد توى راه مستقيم باشد و توجه، توجه، توجه با حوصله با صبر مو مو ولى معمولاً اينجور نيست بايد عنايت حق باشد از امدادهاى غيبى بايد استفاده بكنيم از ماه رجب، ماه شعبان، از ماه مبارك رمضان خيلى بايد استفاده بكنيم از دعا، راز و نياز با خدا معمولاً مردم حتى ما طلبه‏ها دعاهامان هم يك صورت انحرافى دارد من نمى‏گويم چنين باشيم نه ميتوانيم باشيم نه مى‏خواهيم باشيم ولى هستند يك افرادى حضرت امام رضواناللّه‏ تعالى عليه مرحوم آقاى شاه آبادى مى‏فرمودند كه اف باد بر آن كسى كه خدا توفيق به او عنايت كند و قبل از اذان صبح پا بشود و خدا توفيق عنايت كند و بتواند خدا را به اسماء و صفاتش قسم بدهد بتواند حال توسل پيدا بكند اف باد بر اينكه آنوقت بفكر دنيا باشد و دعا براى دنيا بكند معلوم است بعضى‏ها به يك جاهاى خيلى بالا بالاى رسيدند كه مى‏توانند اين حرفها را بزنند زدنش هم خيلى لذت مى‏خواهد چه رسد رسيدن بهش لذا دعاهاى دنيا يك راه انحرافى مى‏شود براى ما چه مى‏گويند، مى‏گويند:

تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن                كه خواجه خود روش بنده پرورى داند

مرحوم حضرت امام  قدس‏سره عاشق اين دعاى سحر بودند و شرح هم برايش نوشتند و يكى از نكته‏هاى در دعاى سحر اين است تضرع دارد، زارى دارد، اسئلك دارد آن هم به چهارده معصوم و از اول تا آخر هم دعا و هم توسل امّا از اول تا آخر دعا نمى‏گويد خدايا چى «اللهم انى اسئلك ببهائك» به چى بدهد به ريش بدهد دنيا باشد ندارد آخرت باشد ندارد ائمه طاهرين اين دعاى سحر را هميشه مى‏خواندند راستى اين مناجات شعبانيه، اين دعاى سحر ماه رمضان خيلى بالا است پيش اهل دل پيش افرادى كه راستى اين حرفها را بزنند خيلى بالا است مثل بعضى گداها زرنگ هستند همين طور در مقابل مى‏ايستد و هيچ چيزى نمى‏گويد راستى انسان در ماه شعبان در مناجات شعبانيه بايد اين حالت پيدا بشود برسد به آنجا كه وقتى كه ما مى‏گوئيم خدا خدا، خدا هم بايد بگويد بله بله عزيزم بارك اللّه‏ خوب اين صريح مناجات شعبانيه است مى‏گويد خدايا وضع من مى‏رسد به اينجا ناجيته مى‏شود مناجات باشد امّا من نشنوم معلوم است امدادهاى غيبى در ماه شعبان مى‏رسد به آنجا ما حرف خدا را مى‏شنويم مى‏يابد خدا را مى‏يابد كلام خدا را نظير آدم تشنه كه مى‏يابد تشنگى را مى‏بيند خدا را و راستى اينها را كى به ما مى‏گويد «وجوه يومئذٍ ناضره الى ربها ناضره» يك افرادى هستند خيلى با نشاط خوشا به حال اينها دنيا نمى‏گذارد غم و غصه بشود برايشان نمى‏تواند نگرانى بشود برايشان «وجوه يومئذ ٍ ناظره» خيلى با نشاط عالى كارشان چى است «الى ربها ناظره» به خدا نگاه مى‏كنند و اينها به خدا نگاه مى‏كنند قرآن چه جورى مى‏خواهد بگويد امّا راستى انسان مشمول عنايات غيبى بشود راه را طى بكند از اين منزل به آن منزل يك دفعه مى‏بيند كه راستى مقام تجلى شد دل مورد تجلى حق «قلب المومن عرش الرحمن» ديگر آن وقت اين دل است كه خدا مى‏بيند ... ديدنى‏ها علم است ... انسان گرسنه مى‏شود گرسنگى را نمى‏بيند مى‏يابد آنكه مو زير درزش نمى‏رود يابيدنها است اگر انسان برسد به آنجا راستى توى اين يابيدنها خدا مى‏بيند تجلى حق بر دل مى‏يابد خدا را وقتى مى‏يابد خدا را وقتى حمد و سوره مى‏خواند مى‏يابد خدا را مى‏يابد خدا دارد حرف مى‏زند كلام اللّه‏ است ديگر به قول مرحوم شاه آبادى اين ديگر كلام ناظر است قرآن كلام ناظر است البته نه با اين گوش، با گوش انسانيت با گوش علم اين گوش انسانيت را بياور جلو ببين چه خبرها است راستى انسان مى‏رسد به اينجا كه «يسبح للّه‏ ما فى السموات و الارض» اينها را كه ديگر نمى‏شود تعريفش كرد يك گوش مى‏خواهد بشنود [2]  

و صلّى اللّه‏ على محمد و آل محمد.

 

 



[1]- سوره اعراف آيه 179.

 

[2]- بقيه درس ضبط نشده است.