عنوان: 1- اگر کسی در حال نماز مقداری مکث کند، آیا نمازش باطل است؟ 2- مکروهات نماز
شرح:

أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي.

 

مسئله آخر در باب مبطلات نماز فرمودند: اگر مقداری در نماز صبر کند و شک کند آیا موالات بهم خورد یا نه یا اینکه مقداری دعا زیادی بخواند و شک کند آیا موالات بهم خورد یا نه با کلمه لایبعد می فرماید نمازش درست است بعد احتیاط کرده احتیاط مستحب که این نماز را بخوانده اعاده هم بکند. مسئله از نظر قانون فقهی خیلی مسئله واضحی است. برای اینکه شروع به نماز کرده نمی‌داند آیا مانع برای این نماز پیدا شد یا نه استصحاب عدم مانع، یا اینکه نمی‌داند موالات بهم خورد یا نه استصحاب موالات و بالاخره نمی‌داند نمازش از بین رفته یا نه مانع آمد یا نه استصحاب بقای موالات، لذا قواعد فقهی می‌ گوید نماز درست است و به جای لایبعد اگر سید فرموده بودند «الاقوی الصحه» و این احتیاط را هم نکرده بودند خیلی به جا بود. اما «الاقوی الصحه» یا «الا تبعدالصحه» تفاوتی ندارد ولی احتیاط خیلی وجه پیدا نمی‌کند یا اصلا وجه پیدا نمی‌کند و الا اگر بخواهیم احتیاط بکنیم نمی‌دانیم نماز باطل شد یا نه، بگوییم نماز صحیح است اما خوب است دوباره بخوانیم. این رسم است که رسم اصحاب نیست و علی کل حالٍ مسئله، مسئله واضحی است نمی‌داند موالات بهم خورد یا نه، نمی‌دانیم مانعی در کار آمد یا نه نمی‌دانیم نماز صحیحش باطل شد یا نه استصحاب می‌گوید نماز درست است پس نماز درست است و به آن اعتنا نکن. و علی کل حالٍ مسئله آخر در مبطلات نماز مسئله واضحی است. و همه من جمله مرحوم سید یک قاعده کلی اگر شک کردیم مانعی درنماز آمد یا نه از عدم مانع است. لذا اصالت عدم مانع صد جا بیشتر در نماز آمده هیچ اشکالی هم نداره در اینجا هم نمی‌داند آیا این سکوتش نماز را باطل کرد یا نه «استصحاب الصحه» می‌گوید نماز صحیح است.

درباره مکروهات نماز:

مسئله بعدی درباره مکروهات نماز است مرحوم سید اول 25 مکروه برای نماز ذکر می‌کند آن آخری یک کلی از آن 25 تا است که اگر درباره آن آخری خیلی بیشتر صحبت کرده بودند خیلی به جا بود اما از روایات 25 مورد را پیدا کردند و می‌فرمایند این ها چیزهایی است که مکروه در نماز است دو دفعه مسئله 1 و 2 را فرمودند دو دفعه تقریبا 15 مرتبه راجع به مکروهاتی که به قول خودشان در روایات صحیح السند آمده نقل کرده‌اند در وسط این 15 امر تزکیه را جلو آورده‌اند و خیلی به آسانی از آن رد شدند این دو چیز فوق ‌العاده مهم یکی حضور قلب در نماز، یکی هم تزکیه نفس و اینکه انسان متقی باشد از نظر ظاهر از نظر دل تا نماز او قبول بشود «انما یتقبل الله من المتقین ». این 40 جا اگر بخواهیم در فقه شماره کنیم بیش از صد جا مرحوم صاحب وسائل باب ها دارد در باب مکروهات نماز باب‌ها دارد در باب اینکه ما باید متقی باشیم ما باید منزه باشیم تا خدا اعمال ما را قبول بکند.

معلوم است صاحب وسائل هر چه می گوید از خود نمی گوید روایت می گوید در فقه ما که این رسم نیست هر چه بگوییم روایت بگوییم  در حال حاضر مساله اخری که گفتیم روایت در اصالت و عدم مانع نداشتیم قاعده اصولی داشتیم تمسک به او کردیم و نماز را صحیح کردیم اما مرحوم صاحب وسائل بیش از صد مورد روایت می آورد. مرحوم سید اول بدون اینکه روایت بیاورد می فرماید«فصل فی المکروهات فی الصلاه»  فصل فی المکروهات فی الصلاه و بیست و پنج مورد می آورد همه را روایت داریم  آخر کار می فرماید که بیست و پنجمین این مکروهات این است که انسان حضور قلب در نماز نداشته باشد و آن بیست و پنج مورد همه برمی گردد به همین مورد یعنی بیست و پنج موردی که مرحوم سید میفرماید همه مصادیق این است که حضور قلب نداشته است و معلوم است باید نماز را با حضور قلب بخوانیم و اگر مرحوم سید راجع به این حضور قلب مقداری صحبت کرده بودند بحث اخلاقی خیلی بهتر از این بود که مصادیق عدم حضور قلب را یادآور شوند و بگویند اینها چیزهایی است که مکروه در نماز واقع شود برای اینکه این بیست و پنج چیز همه سرچشمه می گیرد از عدم حضور قلب و بیست و پنجمی را مرحوم سید همین عدم  حضور قلب فرموده . نمی‌دانم چه شده دو دفعه فرمودند مسئلۀ یک دو درباره تهذیب نفس صحبت کرده‌اند اینکه باید حسود نباشیم متکبر نباشیم اما اکتفا کردند به همین دو رذالت در حالی که 40 رذالت داریم اما از باب مثال اکتفا کردند به این دو مورد و بعد در مسئله یک و دو فرمودند باید متقی باشیم تمسک کردند به این آیه «انما یتقبل الله من المتقین» و فرمودند باید غیبت نکنید باید تهمت نزنید باید اهانت به دیگران نکنید و بالاخره سه چهار عدد از گناهان یا رذالت ها را نقل کرده اند و اسم آورده گفته اند در روایات صحیح السند داریم این ها هم از مکروهات نماز است در حالیکه اگر مرحوم سید مقداری راجع به تهذیب نفس از نظر قرآن و روایات اهل بیت صحبت کرده بودند یک بحث اخلاقی  و آن مسئله یک و دو را از مصادیق کلی قرار داده بودند می توانستند هم آنچه می خواهند را متذکر شده یعنی مکروهات نماز و می توانستند دو بحثی که خود مرحوم سید بنا به آنچه برای خود من نقل کرده بودند خیلی متقی بودند خود مرحوم سید خیلی مودب بودند خوب خودشان معلم اخلاق بودند و خودشان یک فرد مقدس و سرمشقی برای طلبه ها بودند عالم با عمل مقداری درباره حضور قلب مقداری درباره تهذیب نفس صحبت کرده بودند. در این دو چیزی که از اوجب واجبات است و به دست آوردن آن هم ممکن نیست الا شازاً بسیاری از اساتید اخلاق از متخصصین در این امور ادعا کردند ما در طول عمر خود دو رکعت نماز با حضور قلب نخواندیم یعنی از وقتی می گوید «الله اکبر» تا وقتی می گوید «السلام علیکم و رحمه الله و برکاته» در نماز باشد حدیث نفس نداشته باشد.

بعضی مواقع هم حضور قلبش یک امر خوبی است نمی دانم چه اندازه ای درست باشد پیغمبر اکرم برای اینکه به اصحاب بفهماند کار کار مشکلی است فرمودند هر کسی دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند من یک شتر به او هدیه می دهم و همه رد شدند یکی از آن ها توانست در دنیا نرود ولی رفت به آخرت گفت پیغمبر شتر را که به من داد من آن را صدقه می دهم در راه خدا و خیلی از بزرگان ادعا کردند ما توانسته‌اید تا به حال دو رکعت نماز با حضور قلب بخوانیم. یک قضیه مشهور در بین همه هست که نمی‌شود دو رکعت نماز با حضور قلب. به روایتی هر که دو رکعت نماز بخواند بعد از نماز حاجت از خدا بخواهد حاجتش مستجاب می شود دو رکعت نماز یک حاجت مستجاب. عالمی یک حاجت مهمی داشت و تصمیم گرفت برای رفع حاجتش چنین بکند. آمد مسجد خودش در مسجد بسته بود به مسجد رفت و در مسجد را بست تا هیج کس نباشد و دو رکعت نماز بخواند وقتی وارد نماز شد فکرش به اینجا رفت که این مسجد گلدسته ندارد و باید یک گلدسته برایش بسازیم از فلانی که خیرخواه است مصالحش را می‌گیریم از فلانی که دوستمان است مجانی بنایش بیاید و آنقدر ساخت و ساخت تا گفت «السلام علیکم و رحمه الله و برکاته» نمازش تمام شد گلدسته هم تمام شد دست بلند کرد که حاجتش را از خدا بخواهد خودش به خودش گفت روایت گفت هر کسی دو رکعت نماز بخواند حاجتش مستجاب است روایت که نگفت هر کسی گلدسته بسازد حاجتش داده می شود تو گلدسته ساختی نه نماز خواندی. نمی شود  ریاضت ها می‌خواهد، خون جگرها می خواهد اما جدا اگر کسی دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند دیگر او مستجاب الدعوه است کسانی که مستجاب الدعوه هستند می توانند نماز بخوانند از اول تا آخر مکالمه با خدا حدیث نفس نداشته باشند ذره ای این طرف و آن طرف نروند یک مکالمه با خدا. بعضی اوقات هم ما در نماز کمی این حضور قلب را داریم اما بتوانیم تا آخر ببریم در بعضی از کارها این حضور قلب را داریم مثلا یه بزرگی شما را دعوت کرده دعوت ملاقات میروی پیش او سر تا پا ادبی سر تا پا گوشی سرتا پا متوجهی حرفهای خارج نزاکت زده نشود و این یک ربع ملاقات صد در صد همینطوری که جسم در حضور آن بزرگ است دل هم در مقابل آن بزرگ است دل این طرف و آن طرف نرفته. در کارهای عادی بعضی اوقات اتفاق افتاده شاید هم اینها این باشد که خدا می‌خواهد بگوید نه این که نشود میشود ریاضت می‌خواهد عشق می خواهد وقتی عشق به خدا باشد مکالمه مکالمه عاشقانه باشد توجه صد در صد می شود همانطوری که از نظر زبان توجه صد در صد دارد از نظر چشم و گوش توجه صد در صد دارد از نظر دل هم توجه صد در صد دارد میشود ریاضت میخواهد می‌شود اجتناب از گناه میخواهد میشود دل می خواهد آن دلی که پر از بغض دیگران باشد آن دلی که پر از تکبر باشد آن دلی که پر از حسد باشد معلوم است که آن دل نیست عوام می گویند کپه گل است نه یک کپه کثافت است این کپه کثافت معلوم است خدا خدایش به جایی نمیرسد والا جدا اگر کسی متقی شد اگر کسی دو رکعت نماز مکالمه‌ای معاشقه‌ای با خدا خواند یک حاجت مستجاب دارد بلکه مستجاب الدعوه است و زیاد روایت داریم دو رکعت از نماز موجب وجوب بهشت برای این است مرحوم سید که خودش اهل دل است باید راجع به این خیلی صحبت کرده باشد اما در ضمن بیست و پنج تای آخر می­فرمایند اینکه حضور قلب همه داشته باشد. می­گوییم مرحوم سید شما که سرمشق مراجع و روحانیت هستی و فداکاری زیادی برای روحانیت و اسلام کرده­ای، دربارۀ حضور قلب که عالم با عمل هستی باید صحبت کرده باشی. بعد هم در مسئلۀ 1 و 2، رفتند در اینجا که نباید گناه کنیم. (إنّما یَتقبّل الله مِنَ المتّقین) و چهار پنج مثال هم زدند مثل اینکه غیبت نکنیم، مال حرام نخوریم، اهانت نکنیم. در ضمنش فرمودند باید حسود هم نباشیم، عجب هم نداشته باشیم، متکبر هم نباشیم. یعنی باز رفتند روی مکروهات و گفتند اینها چیزهایی است که مکروه در نماز است. اگر کسی خیلی غیبت می­کند نمازش صحیح است اما نمازش مکروه است. اگر کسی عجب دارد، نمازش صحیح است اما خوب است که عجب نداشته باشد تا بتواند حضور قلب داشته باشد. اصلاً خرج کردند معاصی را با صفات رذیله.

ما چهل صفت رذیله داریم. من در این چند جلد کتاب راجع به اخلاق را که در قم نوشتم و خیلی شکر کردم که توانستم این کار را بکنم، چهل رذالت و چهل فضیلت آوردم و همۀ آنها یا از قرآن و یا از روایت است. به غیر از قرآن و روایت در این سه جلد کتاب نیست.

مرحوم سیّد «رضوان­الله­تعالی­علیه» باید برای ما طلبه­ها مقداری راجع به تقوا صحبت کنند. خدا آدم فاسق را دوست ندارد (إنّ الله لایحبّ الفاسقین). خدا آدمی را که دل ناپاک داشته باشد، نه تنها دوست ندارد بلکه روی او بغض دارد. در قرآن یازده قسم خورده و بعد از یازده قسم فرمودند (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها * وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها) و بعد از یازده قسم، هفت هشت تأکید آوردند. اینکه رستگار آنست که دل پاک داشته باشد و بدبخت و بیچاره است کسی که صفت رذیله­ای بر دلش حکمفرما باشد.

ای کاش این معلم اخلاق و متخصص در علوم اسلامی مقداری راجع به تهذیب نفس و تقوا برای ما صحبت کرده بودند و الان از روح مقدس ایشان استفاده می­کردیم.

از شما تقاضادارم نیت­تان این باشد که آنچه صحبت کردیم مورد عمل هم باشد و خدا توفیق به ما بدهد که بتوانیم نماز با دل بخوانیم و خدا توفیق دهد که بتوانیم نماز مهذّب بخوانیم و خدا به ما توفیق دهد که بتوانیم نماز مکالمه­ای بخوانیم.

 

و صلّی الله علي محمّد وَ آل محمّد