عنوان: مسئله 14 و 15 و 16 و 17
شرح:

أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي.

 

بحث امروزمان چند فرع مفید و مبتلابه در میان مردم است. این چند فرع شهرت بسزایی در میان اعلام دارد. اما مرحوم سیّد«رحمت‌الله‌علیه» در عروه در همۀ این مسائل مشهور اختلاف دارد و فتوای برعکس دارد؛ لذا بحث امروزمان غیر از مسئله گویی است که این دو سه روز داشتیم. مسائل مفیدی است و مشهور در میان اصحاب و مخالف مرحوم سیّد«رحمت‌الله‌علیه» و مثل مرحوم سیّد هم در میان فقها کم است.

 

مسئله 14:

إذا سها عن الركوع حتى دخل في السجدة الثانية بطلت صلاته وإن تذكر قبل الدخول فيها رجع وأتى به وصحت صلاته، ويسجد سجدتي السهو لكل زيادة، ولكن الأحوط مع ذلك إعادة الصلاة لو كان التذكر بعد الدخول في السجدة الأولى .

مشهور در میان اصحاب این جملۀ آخر است که مرحوم سیّد احتیاط استحبابی می‌کنند و آن اینست که رکوع را فراموش کرد و به سجده رفت. مشهور در میان اصحاب اینست که نماز باطل است برای اینکه وارد رکن شده و وقتی وارد رکن شده، محلّ قبلی گذشته و در اینجا محل قبل رکوع است و نماز باطل است، برای اینکه نمی‌تواند رکوع را به جا بیاورد. مرحوم سیّد«رحمت‌الله‌علیه» قول مشهور را به نحو استحباب نقل می‌کنند و اما می‌فرمایند اگر وارد سجدۀ دوم بشود، نماز باطل است اما اگر وارد سجدۀ اول شود، نماز باطل نیست. این قول مشهور در میان اصحاب نیست و دو روایت در این باره داریم.

 

روایت‌ 1 از باب 10 از ابواب الرکوع، وسائل الشیعه، جلد 6، صفحه 312:

عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يَنْسَى أَنْ يَرْكَعَ- حَتَّى يَسْجُدَ وَ يَقُومَ قَالَ يَسْتَقْبِلُ.

رکوع را نسیان کرد و حتی دو سجده‌اش را هم به جا نیاورد و یادش نیامد تا اینکه ایستاد و بعد یادش آمد. در اینجا نمازش باطل است و باید برگردد و نمازش را بخواند. یعنی «یبطلُ الصلاة».

 

روایت‌ 2 از باب 10 از ابواب الرکوع، وسائل الشیعه، جلد 6، صفحه 313:

عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ (ع) عَنِ الرَّجُلِ يَنْسَى أَنْ يَرْكَعَ- قَالَ يَسْتَقْبِلُ حَتَّى يَضَعَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ مِنْ ذَلِكَ مَوْضِعَهُ.

رکوع را فراموش کرد و حضرت فرمودند اگر رکوع را فراموش کند، نمازش باطل است و باید برگردد و دوباره نمازش را بخواند تا همه چیز سر جای خودش باشد.

مرحوم سیّد«رحمت‌الله‌علیه» این دو روایت را حمل کردند بر آنجا که رکوع را فراموش کرده و به سجده رفته و یک روایت می‌گوید نماز باطل است و یک روایت می‌گوید رکوع را فراموش کرده است. می‌فرماید در اینجا برگردد و رکوعش را به جا بیاورد.

مرحوم سیّد«رحمت‌الله‌علیه» دو روایت را اینطور معنا کردند؛ لذا فرمودند اگر وارد سجدۀ اول بلکه بین سجدتین باشد، نماز صحیح است و برگردد و سجده اش را به جا بیاورد. اما اگر رکوع را فراموش کرده و دو سجده به جا آورد و الان نشسته و یا ننشسته، می‌گویند نماز باطل است و این کلمۀ «یستقبل» در هر دو روایت آمده است. مرحوم سیّد«رحمت‌الله‌علیه» یکی را معنا می‌کند به اینکه یعنی تا وارد سجده شد، نماز باطل است و یکی را معنا می‌کند به اینکه اگر وارد سجده شد نماز باطل نیست و وقتی نماز باطل است که دو سجده را به جا بیاورد و یا از سجده بلند شده و قیام کرده و آنوقت یادش می‌آید، در این صورت نماز باطل است. درحالی که این کلمۀ «یستقبل» در هر دو یک معنا دارد و هر دو دلالت بر قول مشهور دارد و اینست که اگر رکوع را فراموش کرد و به سجده رفت یا اینکه سجدۀ دوم را هم به جا آورد. حال یا بلند شده و ایستاده و یا تشهد می‌خواند، نمازش باطل است. اما ظاهراً کلمۀ «یستقبل» ظهور در این دارد که نماز در هر دو صورت باطل است. مشهور اینطور فهمیدند و روایت‌ها را هم اینطور معنا کردند، اما مرحوم سیّد در یک جا که «یستقبل» دارد، می‌فرماید نماز باطل است و در یک جا که «یستقبل» دارد می‌فرماید نماز صحیح است. اگر باطل باشد، در هر دو صورت باید بگوییم باطل است و مشهور می‌گوید وقتی وارد سجده شدی، وقت رکوع گذشته و نماز باطل است و اگر بخواهیم حرف مرحوم سیّد را بزنیم، در هر دو صورت باید بگوییم وارد سجده شد «یبطل الصلاة»، اگر وارد قیام شد یعنی بعد سجدتین بود «تبطل الصلاة». بین سجدتین هم باشد «تبطل الصلاة». این قول مشهور است و مرحوم سیّد در اینجا و جاهای دیگر می‌فرماید که وقت رکوع می‌گذرد در آن وقتی که وارد سجدۀ دوم شده باشد. حال یک دفعه ایستاده و در قیام یادش آمده، نماز باطل است و اما اگر وارد سجدۀ اول شد، نماز باطل نیست. لذا قول سیّد«رحمت‌الله‌علیه» خلاف مشهور است و دلیلی هم ندارد به غیر از جمع بین این دو روایت و این دو روایت کلمۀ «یستقبل» دارد و این کلمۀ «یستقبل» در هر دو یک معنا دارد. یکی را معنا کنیم که «یستقبل» یعنی نماز را رها کن و نماز درست دیگری به جا بیاورد و یکی را معنا کنیم که برگرد و رکوع را به جا بیاورد و وقتی رکوع را به جا آوردی، سجدتین را هم به جا می‌آوری و نماز درست است. این یک مسئله است که خلاف شهرت است و مرحوم سیّد در جاهای دیگر هم می‌فرمایند و وقت رکوع وقتی است که در رکوع است. وقت قیام نیز آن وقتی است که وارد رکوع نشده و اگر وارد رکوع شد، وقت نماز گذشته و نماز باطل است.

 

مسئله 15:

لو نسي السجدتين ولم يتذكر إلا بعد الدخول في الركوع من الركعة التالية بطلت صلاته  ولو تذكر قبل ذلك رجع وأتى بهما وأعاد ما فعله سابقا مما هو مرتب عليهما بعدهما، وكذا تبطل الصلاة لو نسيهما، من الركعة الأخيرة حتى سلم وأتى بما يبطل الصلاة عمدا وسهوا كالحدث والاستدبار وإن تذكر بعد السلام قبل الإتيان بالمبطل فالأقوى أيضاً البطلان لكن الأحوط التدارك ثم الإتيان بما هومرتب عليهما ثم إعادة الصلاة، وإن تذكر قبل السلام اتى بهما وبما بعدهما من التشهد والتسليم وصحت صلاته وعليه سجدتا السهو لزيادة التشهد أو بعضه وللتسليم المستحب .

سجدتین را به جا نیاورد و مثلاً تسبیحات اربع را خواند و وارد رکوع شد. می‌فرمایند نماز باطل است. اگر قبل از این باشد، برگردد و دو سجده را به جا بیاورد. مثلاً سر رکعت سوم در نماز چهاررکعتی سلام داد و مثلاً صورتش را برگرداند و یا با کسی حرف زد.

در این مسئله شهرت می‌گوید در وقتی که سلام بی جا گفت، بعد از نماز اگر رو از قبله نگردانده و اگر مبطلی به جا نیاورده، مانعی ندارد و برگردد و نمازش را بخواند تا تمام شود و بعد از نماز دو سجدۀ سهو برای سلام بیجا به جا بیاورد. اما بعضی که مشهور پیش اصحاب است، می‌گویند وقتی سلام نماز را داد ولو با کسی هم حرف نزده، نمازش باطل است و قهراً از نماز بیرون می‌رود. ما این قول را سابقاً انتخاب کردیم و گفتیم که اگر سلام نماز را داد، قهراً از نماز بیرون رفته است و به عبارت دیگر نماز مثل آنجاست که رو از قبله برگرداند. مرحوم سیّد اختلاف فتوا دارد. در بعضی جاها می‌فرماید سلام بی‌جا، قهراً انسان را از نماز بیرون می‌کند. بعضی جاها هم می‌فرماید نه، سلام بی‌جا انسان را از نماز بیرون نمی‌کند و وقتی از نماز بیرون رفت که مبطلی از مبطلات را به جا بیاورد.

این مسئله مشهور است اما مرحوم سیّد در اینجا نفرمودند و در اینجا اختلاف شهرتی دارد.

 

مسئله 16:

لو نسي النية أو تكبيرة الإحرام بطلت صلاته سواء تذكر في الاثناء أو بعد الفراغ فيجب الاستئناف، وكذا لو نسي القيام حال تكبيرة الإحرام، وكذا لو نسي القيام المتصل بالركوع بأن ركع لا عن قيام .

نیت یا تکبیرة الإحرام را فراموش کرد، در اینجا معلوم است که نماز باطل است. این مشهور در میان اصحاب هم هست، اما ایرادی که به مرحوم سیّد است، اینست که «لو نسی النیة» یعنی چه؟ یعنی چطور می‌شود انسان نیت را فراموش کند. لذا ایشان که می‌گویند «لو نسی النیة» نمازش باطل است، مسئله سالبه به انتفاء موضوع است و تا نیت نباشد ولو ارتکازی، سابقاً گفتیم که لازم نیست نیت را به زبان بگوید و حتی گفتیم لازم نیست توجه داشته باشد و همین مقدار که در ذهنش چیزی است که آن را به سوی نماز خواندن می‌کشاند، به این نیت می‌گوییم و ارتکاز است. یک چیز ذهنی ارتکازی است که خیلی اوقات انسان به آن توجه ندارد، اما درحالی که توجه ندارد، کار می‌کند. اگر آن توجه و لفظ نباشد و نماز بخواند، محال است. لذا «لو نسی النیة» را نمی‌دانم چطور معنا کنیم. بله، معلوم است که اگر کسی نیت نداشته باشد، نمازش باطل است، اما ما می‌گوییم نماز باطل است چون سالبه به انتفاء موضوع است. این نمی‌تواند نماز بخواند اما مرحوم سیّد فرض کردند که می‌تواند بدون نیّت یعنی نیت ارتکازی نداشته باشد اما مثلاً نماز ظهر بخواند تا اینکه بگوییم اگر این نیت را نداشته باشد، نمازش باطل است. در ارکان نیز مرحوم سیّد بعضی از ارکان خمسه را گفتند و سابقاً فرمودند پنج چیز رکن نماز است؛ نیت و قیام متصل به رکوع و رکوع و دو سجده ارکان نماز هستند. راجع به همۀ اینها هم مفصل صحبت کردند، اما در اینجا بعضی را گفتند و بعضی را نگفتند و از باب مثال است. اگر این نیت نبود و فرموده بودند «لو نسی تکبیرة الإحرام بطل الصلاة» بهتر بود اما اینکه فرمودند «لو نسی النیة أو تکبیرة الإحرام بطل الصلاة»؛ آن نیت فرض ندارد. لو نسی القیام متصل به رکوع جا دارد و این از باب مثال است. دو چیز دیگر را هم نگفتند؛ یکی رکوع و یکی هم دو سجده. بنابراین فرمایش مرحوم سیّد خوب است، اما دو ایرادی که کردم هست و مخصوصاً اولی که «لو نسی النیة» را نمی‌توانم معنا کنم و قضیه سالبه به انتفاء موضوع است.

 

مسئله 17:

لو نسي الركعة الأخيرة فذكرها بعد التشهد قبل التسليم قام وأتى بها، ولو ذكرها بعد التسليم الواجب قبل فعل ما يبطل الصلاة عمدا وسهوا قام وأتم، ولو ذكرها بعد استأنف الصلاة من رأس من غير فرق بين الرباعية وغيرها، وكذا لو نسي أزيد من ركعة .

این هم یک اختلاف مرحوم سیّد در فتواست. در یک جا می‌فرماید وقتی سلام نماز را داد، قهراً از نماز بیرون می‌رود. یک جا هم می‌فرماید قهراً از نماز بیرون نمی‌رود و فعلی از افعال او را از نماز بیرون می‌کند، مانند حرف زدن بعد سلام. در همین مباحثۀ امروزمان این دو فتوا را با هم دارند و ما گفتیم تا کلام آدمی جلو نیاید، از نماز بیرون نمی‌رود و اگر کسی سلام نماز را داد، از نماز بیرون نرفته تا اینکه مبطلی جلو بیاید و اگر آن موقع یادش آمد سه رکعت نماز خوانده، طوری نیست و بلند شود و نمازش را بخواند و برای سلام بی‌جا دو سجدۀ سهو به جا بیاورد. اما مرحوم سیّد اختلاف فتوا دارند و در یک جا می‌گویند نماز باطل است و در یک جا می‌فرمایند نماز صحیح است و این اختلاف فتوا خلاف شهرت است؛ یعنی در میان فقها هم اینست که یک دسته می‌گویند نماز باطل است و یک دسته می‌گویند قابل جبران است.

  و صلّی الله علی محمّد و آل محمّد