جستجو :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز: ۱۴۰۵ سه شنبه ۱۹ خرداد


 
  • پیام در پی ارتحال آیت‌الله العظمی فیاض «قدّس‌سرّه‌الشّریف»
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ هجدهم: سعادت و شقاوت انسان- 2
  • عرضه آثار و تألیفات معظّم‌له در نمایشگاه مجازی کتاب
  • پیام به مناسبت اربعین شهادت رهبر و قائد امّت اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی خامنه ای«قدّس‌سرّه»
  • پیام در پی شهادت سیاستمدار خردمند و متعهّد، شهید دکتر علی لاریجانی«رضوان‌الله‌علیه»
  • پیام در خصوص انتخاب رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران
  • پیام در پی فاجعۀ شهادت اسفناک رهبر معظم انقلاب اسلامی«قدّس‌سرّه‌»
  • آیت‌الله العظمی مظاهری به سبب تشدید بیماری کلیوی در بیمارستان‌ بستری شدند. 1404/12/9
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ هفدهم: سعادت و شقاوت انسان- 1

  • -->

    تربيت فرزند در پرتو الگو گيري از قضاياي ولادت حضرت زهرا«س»

    بسم‌الله الرّحمن الرّحيم

    «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي»

    به مناسبت فرارسيدن سال‌روز ولادت با سعادت حضرت فاطمۀ زهرا«سلام‌الله‌عليها» لازم است در اين جلسۀ مقدّس، قطره‌اي از فضايل آن بانوي دو عالم بيان شود و مقداري راجع به عظمت شخصيّت ايشان و ضرورت سرمشق گرفتن از سيرۀ ايشان صحبت گردد.

     

    شخصيّت ملکوتي و خلقت نوري حضرت زهرا«س»

    أحدي نمي‌تواند به بزرگي شخصيّت حضرت زهراي مرضيه«سلام‌الله‌عليها» پي ببرد و بگويد زهرا کيست؟ امّا مي‌شود از روايات اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» استفاده کنيم و به اندازۀ عقلمان و به اندازۀ شعور ديني‌مان، آن حضرت را بشناسيم. پيامبر اکرم «صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم» در روايتي مي‌فرمايند: «خلقت فاطمه، از نور مقدّس خداوند است»

    «...ثُمَّ فَتَقَ نُورَ ابْنَتِي فَخَلَقَ مِنْهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فَالسَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ مِنْ نُورِ ابْنَتِي فَاطِمَةَ وَ نُورُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ ابْنَتِي فَاطِمَةُ أَفْضَلُ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض...»‏[1]

    خداوند متعال، فاطمه را از نور خودش خلق کرده است؛ لذا وقتي حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» تجلّي کرد، عالم وجود به واسطۀ او از عدم به هستي آمد. به عبارت ديگر، خداوند يک تجلّي ذاتي کرد با همۀ اسماء و صفاتش و آنگاه زهرا پيدا شد. زهرا نيز يک تجلّي کرد و به واسطۀ آن تجلّي، عالم وجود پديدار شد. طبق اين روايت، عالم وجود، مرهون وجود زهرا«سلام‌الله‌عليها» است.

    امام صادق«سلام‌الله‌عليه» در روايتي در پاسخ به جابر جعفي که پرسيد: چرا به حضرت فاطمۀ زهرا، زهرا مي‌گويند، فرمودند:«براي اينکه خداي تعالي ايشان را از نور عظمت خودش آفريد و هنگامي که نور وجود فاطمه درخشيد، آسمان‌ها و زمين به نورش روشن شد.»

    «لأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ فَلَمَّا أَشْرَقَتْ أَضَاءَتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِنُورِهَا وَ ...» [2]

     

    جايگاه رفيع حضرت زهرا«س» در دوران ظهور و رجعت

    امام عسگري«سلام‌الله‌عليه» در روايتي فرموده‌اند: «نَحنُ حُجَجُ الله علي خَلقِه و فاطِمة حَجَّةٌ عَلَينا»، و امام زمان«ارواحنافداه» در روايتي مشابه همين کلام نوراني را چنين فرموده‌اند: «وقتي من ظاهر شوم، اسوه و الگو براي من، مادرم زهراست».

    «فِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِي أُسْوَةٌ حَسَنَة» [3]

    از اين دو روايت استفاده مي‌کنيم که در دوران رجعت، ملکۀ حکومت اسلامي ائمّۀ طاهرين«سلام‌الله‌عليهم»، مادر ايشان، حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» خواهند بود. در آن دوران و در زمان ظهور، «مصحف فاطمه» نيز قانون اساسي حکومت اسلامي جهان است. در حکومت اسلامي رجعت، نه فقط امام زمان حکومت مي‌کنند، بلکه همۀ چهارده معصوم برمي‌گردند و هرکدام از ايشان، هزاران سال حکومت مي‌کنند. لذا زمان حضرت آدم تا روز ظهور، در مقايسه به زمان ظهور و دوران رجعت، قطره‌ در مقابل دريا است و در واقع دوران قبل از ظهور، يک مقدّمه براي زمان بعد از آن به شمار مي‌رود.

    ان شاء الله به دست ما و به رهبري امام زمان«ارواحنافداه»، پرچم اسلام روي کرۀ زمين افراشته و حکومت اسلامي چهارده معصوم سرتاسري مي‌شود؛ حکومتي که قانون اساسي آن، مُصحف زهرا و ملکۀ آن، خود حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» هستند و همۀ ائمۀ طاهرين«سلام‌الله‌عليهم» از ايشان سرمشق مي‌گيرند.

    نظير اين رواياتي که خواندم، فراوان است. مخصوصاً رواياتي که دربارۀ حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» است، از محتواي خاصي برخوردار است و يک دنيا عرفان اسلامي در آن نهفته است. اميدوارم حضرت صديقۀ طاهره«سلام‌الله‌عليها»، اين يک قطره که از درياي فضائل ايشان بيان شد، از ما بپذيرند و اين بحپ مورد تأييد و رضايت حضرت وليّ عصر«ارواحنافداه» نيز واقع شود.

     

    خلقت و ولادت ظاهري حضرت زهرا«س»

    قرار شد که نور مقدس حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» از از آن قوس صعودي و از عالم ملکوت به اين جهان، يعني به عالم ناسوت و به اين قوس نزولي وارد شود. جبرئيل نازل شد و عرض کرد: يا رسول الله! از طرف خداوند آمده‌ام. خداوند تعالي اراده فرموده‌است که به تو  کوثر عطا کند، يعني زهرا که خير مطلق است را به تو بدهد. از اين رو بايد چهل شبانه روز رياضت بکشي، يعني از مردم دوري کني، براي اينکه تماس با مردم، ولو براي تبليغ يا رسالت باشد، امّا بالاخره آلودگي دل به همراه دارد. البته رسم پيامبر«صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم» اين بود که در غار حرا با اميرالمؤمنين علي«سلام‌الله‌عليه» باشد. اميرالمؤمنين همواره تحت تربيت پيامبر گرامي بوده و حتي هنگام بعثت نيز در غار حرا و در کنار ايشان بوده است که پيامبر اکرم خطاب به او مي‌فرمايند:

    «إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ وَ لَكِنَّكَ لَوَزِيرٌ وَ إِنَّكَ لَعَلَى خَيْر» [4]

    پيامبر اکرم«صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم» در اين رياضت و عبادت چهل شبانه‌روزي هم اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌عليه» را که يک نوجوان حدود ده ساله بود، همراه خود به غار حرا بردند. به حضرت خديجه هم دستور داده شد که رياضت ديني و عبادت داشته باشد، امّا در خانه و همان‌جا که مسجد زن و خلوت‌گاه خانم است. لذا حضرت خديجه در خانه و پيامبر اکرم در غار حرا، روزها روزه بودند و شبانه‌روز عبادت کردند تا چهل روز تمام شد. جبرئيل آمد که يا رسول الله! امشب شب انتقال نور زهرا به اين عالم است و به خانه برو. طبقي از خرما و انگور بهشتي از عالم ملکوت براي ايشان آوردند تا افطار کردند و به سمت خانه رهسپار شدند. پيغمبر اکرم آمدند و در زدند و حضرت خديجه يک جملۀ شيريني دارد که مادر زهرا بايد چنين جملاتي نيز داشته باشد. حضرت خديجه گفت چه کسي در مي‌زند؟! براي اينکه اين درب را به غير از پيامبر خدا، احدي حق ندارد که بکوبد. پيغمبر اکرم«صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم» فرمودند: من هستم. حضرت خديجه در را باز کرد و بعد هم نور فاطمه از آن عالم به اين عالم منتقل شد.

    حضرت خديجه مي‌فرمايد: همان وقت، نور زهرا را درک کردم. آن دختر گرامي در شکم مادر، مونس او  بود. حضرت خديجه، يک خانم به تمام معنا، از ايثار و گذشت و فداکاري و بالاخره سرشار از فضيلت بود، ولي مونس نداشت. زيرا پس از ازدواج با پيغمبر اکرم، مردم از اطرافش متفرق شدند و نياز به يک مونس داشت. در روايات مي‌خوانيم مونس او زهرا بود و زهرا در دل او با مادر حرف مي‌زد.

    هنگام تولّد حضرت زهرا فرا رسيد. اينکه مي‌گويند: حضرت خديجه به دنبال زن‌ها فرستاد و آنان به کمک او نيامدند، حتماً درست نيست،‌ زيرا آن زن‌ها نبايد مي‌آمدند، بلکه موقع وضع حمل حضرت خديجه، زنان بهشتي نظير حضرت مريم و آسيه، از عالم غيب آمدند و حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» متولّد شدند. [5]

     

    نتيجه گيري اخلاقي

    سراسر زندگي حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها»، مملوّ از نکات آموزندۀ اخلاقي است. آن بانوي دو عالم، در هيجده سال زندگي، نمونه و اسوه براي عالم بشريت بود. اگر کسي تاريخ زندگاني ايشان را بخواند، به خوبي توجه پيدا مي‌کند که او اسوۀ عالم وجود است. بالاتر از اين، آقا امام زمان«ارواحنافداه» مي‌فرمايند: حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها»، اسوۀ ما ائمۀ طاهرين هستند. اين روايت شريف، ضرورت سرمشق گرفتن ما از سيرۀ اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» و به خصوص الگوگيري از سيرۀ حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» را آشکار مي‌سازد.

     

    تأثير گناه در تربيت فرزند

    يکي از نکات آموزنده در قضيّۀ ولادت حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها» که در جامعۀ امروزي بايد سرمشق همگان قرار گيرد، اين است که پيامبر اکرم«صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم» و حضرت خديجه، چهل شبانه‌روز، روزها روزه بودند و شب‌ها عبادت مي‌کردند و در آن مدّت حتي آلودگي قلبي که در اثر معاشرت عادي با مردم پديد مي‌آيد، براي آنان حاصل نشد. يعني هر زن و شوهري که مي‌خواهند بچّه‌دار شوند و دوست دارند فرزندشان سعادت‌مند شود، بايد قبل از انعقاد نطفه، گناه در زندگي آنان نباشد و از اعمال لغو و بيهوده و از شبهات نيز  بپرهيزند تا گناه آنان و رفتار يا گفتار ناپسندشان بر روح جنين و کودک آنان تأثير منفي نگذارد. زيرا بر اساس قانون وراثت که هم در علوم ديني مورد تأکيد واقع شده و هم از نظر علوم طبيعي و روان‌شناسي اثبات شده است، صفات نيک و بد و خلق و خوي پدر و مادر به فرزند آنان منتقل مي‌گردد.

    در زمان اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌عليه» بچه‌اي به دنيا آمد که شبيه مرد ديگري غير از پدر خود بود. مادر آن بچه، عفيف بود و بالأخره نزاع را خدمت اميرالمؤمنين آوردند. آن حضرت حکم کردند و فرمودند: بچه متعلّق به پدر خودش است، امّا آن زن، هنگام انعقاد نطفه، به فکر آن مرد نامحرم بوده است و  فکر او بر شکل ظاهري فرزندش اثر گذاشته است.

    حال اين عشقبازي‌ها و اين فساد اخلاقي، چه فرزنداني تحويل جامعه مي‌دهد؟ اين روابط دوستي نامشروع بين زنان و مردان و دختران و پسران، چه چيز تحويل جامعه مي‌دهد؟! غذاهاي حرام و غذاهاي شبهه ناک، چه چيز تحويل جامعه مي‌دهد؟!

    طبق قانون وراثت، صفات ظاهرى نظير شكل‏ و شباهت و صفات باطنى نظير شجاعت و ترس، سخاوت و بخل، حسادت و رأفت، به واسطۀ ژن‌ها به اولاد منتقل مى‏شود. يعني معمولاً پدر بخيل و کينه‌توز، فرزنداني بخيل و کينه‌توز دارد و فرزندان حسود، از مادران حسود متولّد مي‌شوند. البته عواملي نظير تربيت و محيط شايسته مي‌تواند اين صفات را تغيير دهد که اکنون مورد بحث ما نيست. 

     

    تأثير غذاي حرام در تربيت فرزند

    نکتۀ حائز اهميّت ديگر در قضيّۀ ولادت حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها»، اين است که پيامبر اکرم«صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم»، روزۀ خود را با خرما و انگور بهشتي که پاک ترينِ عذا ها است، افطار کردند و به نزد حضرت خديجه رفتند. اين موضوع نمايان‌گر اين حقيقت است که اولاد شايسته و صالح، در اثر غذاي پاک و حلال نصيب انسان مي‌شود. اگر غذاي پدر و مادر  شبهه ناک باشد و چه رسد که حرام باشد، تأثير عجيبي در شقاوت فرزند آنان دارد. پيامبر اکرم«صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم» در روايتي مي‌فرمايند:

    «الشّقيَّ مَن شَقي في بَطن أمِّه و السّعيدُ مَن سَعِدَ في بَطنِ أمِّه» [6]

    معناي اين روايت شريف اين است که زمينۀ سعادت و شقاوت فرزند در رحم مادر و در نطفۀ پدر است و به تعبير روشن‌تر، زمينه‌هاي اصلي و اساسي سعادت و شقاوت انسان‌ها در خانه و در نهاد خانواده شکل مي‌گيرد. بچه‌ها قبل از انعقاد نطفه تا وقتي وارد اجتماع مي‌شوند و حتي بعد از آن، از طرف خداوند نزد پدر و مادر امانت هستند و پدر و مادر موظّفند به خوبي امانت‌داري کنند و مراقب باشند با غذاي حرام و شبهه‌ناک، زمينۀ شقاوت و سقوط فرزند خود را فراهم نسازند. بچه در شکم مادر رشد مي‌کند و بايد رشد او از غذاي حلال باشد. وقتي به دنيا مي‌آيد، بايد غذاي او حلال باشد، تا بالاخره زمينۀ سعادت براي اين بچه فراهم گردد. غذاي حرام، تأثير عجيبي در تربيت فرزند و در شقاوت انسان دارد. چطور خوردن ميوه‌هايي مثل سيب هنگام بارداري، در لطافت بدن کودک تأثير دارد؟ غذاي حلال هم در لطافت و سعادت روحي فرزند و غذاي حرام در شقاوت و بدبختي او تأثير به سزايي دارد.   

     

     ورشکسته‌ترين ِ افراد از نظر قرآن کريم

    طبق تصريح قرآن کريم، ورشکسته ترين افراد، کساني هستند که به واسطۀ اولاد بايد به جهنّم بروند:

    «إِنَّ الْخاسِرينَ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْليهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبينُ» [7]

    اولادي که در اثر گناه پدر و مادر يا در اثر غذاي حرام، شقاوت‌مند شده است، در قيامت به آنان نفرين مي‌کند و از آن‌دو بازخواست مي‌کند؛ به مادرش مي‌گويد: چرا وقتي من در شکم تو بودم، گناه کردي؟! چرا دروغ‌گو بودي؟ چرا غيبت کردي؟ چرا با نامحرم رابطۀ دوستي داشتي؟ چرا حجاب، حيا و عفّت نداشتي که رفتار تو زمينۀ شقاوت مرا فراهم کرد؟ به پدر مي‌گويد: چرا اجحاف کردي؟! چرا تو که اداري بودي، کم کاري و بي‌کاري و بدکاري کردي؟! و بالاخره چرا غذاي حرام به مادرم دادي و زمينۀ شقاوت براي من پيدا شد؟! چرا وقتي به دنيا آمدم، غذاي حرام و شبهه‌ناک به من دادي؟ بعد هم نفرين مي‌کند و به خدا مي‌گويد: بازخواست مرا از اين پدر و مادرم بکن؛ براي اينکه زمينه‌ساز شقاوت و جهنّمي شدن من بودند. 

    پدر و مادرها! توجه داشته باشيد که فرزندان شما نزد شما امانت هستند و بايد مواظبت در خصوص تربيت آنان داشته باشيد. معلوم است بچه‌اي که پاي ماهواره و فيلم‌هاي شهوت‌انگيز بزرگ شود، نمي‌تواند به سعادت و رستگاري دست يابد و زمينۀ شقاوت او را پدر و مادر با ماهواره و رفتن به مجالس حرام و تحريک‌آميز و نظاير آن فراهم کرده‌اند. بچۀ ياغي و طاغي و فرزندي که اعمال ناشايست و ناپسند مرتکب مي‌شود، معمولاً حاصل غذاي حرام و شبهه‌ناک است، پس مراقب حلال و حرام درآمد و غذاي خود باشيد.

     

    نهاد خانواده، رکن اساسي سلامت معنوي جامعه

    همه بايد از قضيۀ ولادت حضرت زهرا«سلام‌الله‌عليها»، پند بگيرند و بدانند که اگر مي‌خواهند بچۀ سالم تحويل جامعه بدهند، بايد از نفوذ گناه و معصيت در خانه و زندگي خود ممانعت کنند. بايد درآمدها و کسب و کارها حلال شود، بايد همه مواظب باشند حرام، بلکه شبهه‌ناک هم نخورند و اين کاري بسيار مشکل است.

    چرا بسياري از بچه‌ها اين‌قدر بد شده‌اند؟! اين دوست يابي‌ها و روابط نامشروع بين جوانان از کجا سرچشمه گرفته است؟ اين ياغي‌گري‌ها و اين غربزدگي‌ها براي چيست؟! اين مفاسد در اثر غذاي شبهه‌ناک و غذاي حرامي است که پدر و مادرها به خورد فرزندان خود مي‌دهند.

     

    چرا بازار مسلمين چنين شده است؟!

    اکنون در بازار ما اجحاف و گران‌فروشي و چندنرخي بيداد مي‌کند. وقتي انسان به بازار مي‌رود و مي‌خواهد جنسي بخرد، مي‌بيند که نزديک به ده نرخ مختلف براي يک جنس مشخّص وجود دارد.  چرا چنين است؟! چرا يک نرخي نيست؟! اين تقصير کيست؟! اين گراني که الان کمرشکن براي همه و به خصوص فقرا شده، تقصير کيست؟! دولت تقصير دارد، مي‌دانم، اما متأسّفانه مردم هم مقيّد نيستند. دولت کار را رها کرده و مردم هم هرکاري که خواستند، مي‌کنند و مي‌رسد به آنجا که گاهي يک معاملۀ ده ميليوني، سه يا چهار ميليون تومان، تفاوت نرخ دارد که ناشي از گران‌فروشي بي قيد و بند است.

    معلوم است که اين‌گونه درآمدها فرزندي تحويل جامعه مي‌دهد که وقتي به دانشگاه مي‌رود، به جاي درس خواندن و افتخارآفريني علمي و معنوي، تمام وقت خود را صرف پيامک‌هاي عاشقانه و بي‌محتوا و حرام مي‌کند و هنگام تدريس استاد با تلفن همراه خود که براي او يک خانۀ شيطان است، بازي مي‌کند. چرا چنين شده است؟! مسلّم است که همه تقصير دارند، امّا پدر و مادرها بسيار بايد مراقب باشند و امانت‌داري کنند، يعني هم مواظب غذايي که به بچه مي‌دهند باشند و هم از ورود گناه در خانه جلوگيري کنند.

     

    اثرات سوء غذاي حرام، طبق گواهي تاريخ

    تاريخ به خوبي گواهي مي‌دهد که غذاي حرام تا چه ميزان در بدبختي و سقوط انسان‌هال مؤثر است. در زمان حکومت عباسيان، شخصي به نام شريك زندگي مي‌کرده که علاوه بر آنکه عالم بوده، زاهد و عابد هم بوده است. خليفۀ عباسى روزي شريك‏ را دعوت كرد و به او گفت: تو بايد قاضى القضاة مملکت بشوى، شريک گفت: خير من تصميم دارم در هيچ كار از كارهاى تو دخالت نكنم. گفت: حالا كه قضاوت را قبول نمى‏كنى، معلّمى بچه هايم را قبول كن. گفت: اين كار را هم نمى‏كنم. چون كه من نه خلافت تو را قبول دارم و نه بچه هاى تو را. و بالأخره هرچه خليفه اصرار كرد، شريک  نپذيرفت. هنگامي که شريک قصد برخاستن و خروج داشت، خليفۀ عبّاسي گفت: حال که آن دو پيشنهاد را نپذيرفتي، دست کم بمان و با ما غذا بخور و شريک خوردن غذا را پذيرفت. غذاى چرب و نرم ظاهرى، امّا عامل سقوط خود را خورد و شكم او از حرام پر شد. بعد به خانه آمد و خوابيد و کم کم آن غذاى حرام، اثرات سوء خود را نمايان کرد. اولاً که آن شب نماز شب نخواند؛ زيرا معلوم است که غذاي حرام، توفيق نماز شب را از انسان سلب مي‌کند. ثانياً فکر شيطاني و توجيه شيطاني به سراغ او آمد و با خود گفت: چه مانعى دارد كه قاضى القضاة بشوى؟ و اگر قاضى شدى، شايد بتوانى گره‌اى از كار مسلمانى بگشائى. بعد گفت: چه مانعى دارد معلم دربار شوى و وجاهت پيدا كنى؟ صبح فردا به دربار آمد و گفت: هم قضاوت را قبول مى‏كنم و هم معلمّى را! و با پذيرفتن اين دو سمت، حقوق فراواني از خزانه براي او تعيين شد.

    از تاريخ استفاده مى‏شود كه شريك‏ مى‏دانست كه با پاى خود به طرف جهنّم مى‏رود. زيرا يک مرتبه وقتي حقوق خود را گرفت، ديد يکي از سکّه‌ها مغشوش است. وقتي اعتراض کرد، خزانه‌دار عصبانى شد به او گفت: تو اين پول فراوان را گرفته‌اي، حالا يك درهمش هم مغشوش باشد و به تعبير ما گفت: مگر ارث پدر خود را طلب مي‌کني؟ شريک جواب داد: من در مقابل اين پول، دين خود را فروخته‌ام! [8]. يک غذاي حرام، شريک را به چنين جايگاهي رساند. نظير اين داستان در تاريخ و در خود ما، فراوان است.

    مرحوم آيت الله آقاي سيد محمد درچه‌اي، استاد حضرت آيت الله العظمي آقاي بروجردي«رحمت‌الله‌عليهما» که يکي از مراجع بزرگ تقليد در اصفهان بوده است، معمولاً به خاطر پرهيز از غذاي حرام و شبهه‌ناک به ميهماني نمي‌رفته است. نقل مي‌کنند شخصي ايشان را براي شام دعوت کرده و ظاهراً علي‌رغم ميل باطني، مجبور به رفتن شده است. وقتي شام را خورده و مي‌خواسته برخيزد، صاحب خانه قباله‌اي نزد ايشان مي‌آورد که امضاء کند. وقتي چشم ايشان به قباله مي‌افتد، درمي‌يابد که غذايي که خورده است، شبهۀ رشوه داشته است. مي‌گويند: بدنش شروع به لرزيدن کرده و به صاحب خانه گفته‌است: من چه کرده بودم که اين زهرمار را به خورد من  دادي؟! بعد هم بر سر باغچه غذا را بر مي‌گرداند، اما باز گريه کرده و مي‌گفته: باقيماندۀ آن را چه کنم.

    خيال نکنيد اين مطالب قصه است؛ بلکه غذاي حرام و غذاي شبهه ناک و گناه در مقابل بچه و گناه در محيطي که بچه بزرگ مي‌شود،‌ گناه در دل مادر گناه‌کار، تأثير عجيبي در شقاوت بچه دارد. همان‌طور که خواندن قرآن و مواظبت از غذاي حلال و مواظبت از رابطۀ با خداوند و اجتناب از گناه، تأثير به سزايي در سعادت او دارد.

     

     

    پي نوشت‌ها:

    [1]. بحارالأنوار ، ج 15،ص10  

    [2]. علل‏الشرائع، ج1، ص180     

    [3].   الاحتجاج، ج 2، ص 466

    [4]. نهج‏البلاغة، ص 300

    [5]. براي دسترسي به منابع روايي قضاياي ولادت آن حضرت، ر.ک. به انديشه‌هاي ناب، دفتر اوّل، از تأليفات معظّم‌له

    [6]. تفسيرالقمي، ج1، ص 227  

    [7]. زمر/ 15

    [8]سفينة البحار، ج 1، ص 696

    احکام
    اخلاق
    اعتقادات
    اسرار حج
    مناسک حج
    صوت
    فيلم
    عکس

    هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى مظاهری «مدّظلّه‌العالی»
    آدرس دفتر اصفهان: خيابان عبد الرزاق – کوی شهيد بنی لوحی - کد پستی : 99581 - 81486
    تلفن : 34494691 -031          نمابر: 34494695 -031
    آدرس دفتر قم :خیابان شهدا(صفائیه)- کوی ممتاز- کوچۀ شماره 1(لسانی)- انتهای بن‌بست- پلاک 41
    تلفن 37743595-025 کدپستی 3715617365