سوال :
به خاطر دوستی و علاقه به دختری، همه چیز را از
دست دادم و به او هم نرسيدم. خدا و ائمه را و محبت همه را کنار نهادم. حالا میخواهم
برگردم، ولی نمیتوانم. انگار باری به وسعت عالم روی قلبم نشسته و هر کاري میکنم
نمیتوانم رها شوم. مدتی خوبم، ولی دوباره بد میشوم. احساساتم به اعضای خانواده مخصوصاً
پدرم کم شده و نمیدانم چرا از پدرم دلگیرم. شهوت، مرا نابود کرده و حتی میان
محارم و نزديکان خودم هم اذیت میشوم. فکرش مرا آزار میدهد. ماندهام چه کنم؟
نکند خدا مرا راه نمیدهد و مرا از لذت بودن با خودش محروم کرده؟ چه کنم از نو
شروع کنم؟ دعا میخوانم ولی تا از خدا میخواهم عوض شوم، بیمیل میشوم. انگار این
حرف قلبم نیست و نمیتوانم به سمت خدا بروم. لطف مرا راهنمائی کنید. شهوت امانم را
بریده و حبّ دنیا و دلبستگی به آن نابودم کرده است. کمکم کنيد تا نجات يابم.
پاسخ:
گذشتهها را
فراموش کنید، فکر آینده را نکنید و راجع به آن دختر و شهوت جنسی بیخیال باشید و تقیّد
به ظواهر شرع داشته باشید، طولی نمیکشد که خوب میشوید و راهی هم جز این راه
ندارید، بروید تا رستگار شوید.