عنوان: احکام حدود
شرح:

در اسلام راجع به اجرای حدود که از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد، بسیار سفارش شده است. حتّی در روایات، عدم اجرای حدود ـ در صورت توانایی ـ به جنگ با خداوند تعبیر شده است.

مسأله: اجرای حدود، وظیفۀ حاکم شرع است و دیگران حقِّ دخالت در آن را ندارند.

مسأله: اگر مردی با محارم نسبی خود زنا کند، حدِّ او اعدام است و اگر زن هم متابعت کرده باشد، حدِّ او اعدام است؛ ولي اگر مجبور بوده است، مجازاتی ندارد.

مسأله: اگر کسی با زنی به عنف و زور زنا کند، حدِّ او اعدام است و زن مجازاتی ندارد. چنانچه اگر زنی با عنف و زور زنا بدهد، حکم او اعدام است و مرد مجازاتی ندارد.

مسأله: اگر کافری با زن مسلمان زنا کند، گرچه زن هم متابعت کرده باشد، حدِّ کافر اعدام است.

مسأله: حدّ زنای مرد زن‌دار که زن در اختیار او باشد و یا زن شوهردار که شوهر در اختیار او باشد و مانعی برای نزدیکی نداشته باشند، سنگسار است و اگر همسر هرکدام در اختیار نباشد، نظیر وقتی که زن حائض و یا یکی از آنها در مسافرت باشد، حدّ هر کدام صد تازیانه است.

مسأله: حدّ لواط اعدام است، ولی اگر یکی از آنها مجبور باشد، مجازاتی ندارد.

مسأله: حدّ دلالی برای زنا یا لواط، هفتاد و پنج تازیانه است و اگر دلاّل مرد باشد، حاکم شرع باید علاوه بر تازیانه، او را تبعید کند و هر طور که صلاح می‌داند نیز او را رسوا نماید.

مسأله: حدّ کسی که به دیگری نسبت زنا یا لواط بدهد، هشتاد تازیانه است. ولی نسبت دادن فحش‌هایی که در میان اراذل مشهور است، این حکم را ندارد و حاکم اسلامی باید نسبت دهنده را ادب کند.

مسأله: خودارضایی حرام است و اگر نزد حاکم اسلامی ثابت شد کسی خودارضايی کرده است، هرطور صلاح می‌داند او را ادب می‌کند.

مسأله: حدِّ نوشیدن یا خوردن شراب و کلّیۀ مسکرات، هشتاد تازیانه است.

مسأله: استعمال موادِّ مخدّر حرام است و حاکم اسلامی باید استعمال کننده را ادب کند.

مسأله: حدّ دزد در مرتبۀ اوّل، قطع چهار انگشت دست راست، و در مرتبۀ دوم، قطع پای چپ او از وسط قدم، و در مرتبۀ سوّم، حبس ابد است و اگر در زندان هم دزدی کرد، او را می‌کشند. ولی اجرای این حدود، شرایطی دارد که در کتب فقهی به صورت مفصّل آمده است.

مسأله: اگر کسی از جیب دیگران یا از در مغازه دزدی کرد یا کیف قاپی نمود، حاکم اسلامی هر طور صلاح بداند او را ادب می‌کند.

مسأله: در مورد محارب که امروزه به او تروریست می‌گویند، حاکم شرع به تناسب جرم عمل می‌کند. مثلاً یا او را مى‏كشد يا دست راست و پاى چپ او را قطع مى‏كند يا تبعيدش مى‏نمايد.