أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ
رب اشرح لی صدری و یسرلی أمری وَحلُل عقدة من لسانی یفقهوا قولی
بحث درباره آیات 140 به بعد بود، که مقداری دربارهاش صحبت کردم و
آیات این بود که ما در این دنیا امتحان میشویم. امتحان شدن قطعی است و به قول
قرآن در اینجا «تِلْک الْأَیامُ نُداوِلُها بَینَ
النَّاسِ»؛ وضع دنیا چنین است که جزر و مد
دارد. گاهی بلا و گاهی خوشی. یک روز بد است و یک روز خوب است و یک روز شیرین و یک
روز تلخ است. به قول امیرالمؤمنین«سلاماللهعلیه»
در نهجالبلاغه، «الدّنیا یومان،
یومٌ لک و یومٌ علیک»؛ دنیا دو روز است. یک روز
بر نفع انسان و یک روز علیه انسان. میفرماید این یک امتحان است برای دو چیز. یکی
اینکه بفهماند به خودتان که چه کاره هستید. مثل معلم که به شاگرد میفهماند چه کاره
است. درحالی که معلم است و میداند این شاگرد چه کاره است، در درس خواندن و
استعدادش به دست آورده که چه کاره است، اما برای اینکه بفهماند چه کاره است،
امتحانش میکند. حال از شاگرد خوب یا از شاگرد بد. یکی هم اینکه این جزر و مد
روزگار موجب میشود که انسان ساخته شود. به قول حافظ:
ناز بــرده
ترنم نبرد راه به جـــای عاشقی
شیوه رندان بلاکش باشد
باید این جزر و مدها برای انسان پیدا شود تا انسان پخته شود. در
جلسه قبل میگفتم مثل سنگ معدنی که باید برود در کوره آتش و آنجا طلای ناب شود.
بنابراین این هم باید باشد و این جزر و مدها به خاطر اینست که انسان به کمال برسد.
خلاصه این آیات این میشود که این دنیا جزر و مد دارد. میگویند
پرستار وقتی بچه به دنیا بیاید، اگر با اخلاق باشد، یک آمپولی به دستش میزند و میگوید
بچش تلخی دنیا را و بعد هم شیر را دهانش میگذارد و میگوید بچش شیرینی دنیا را.
به راستی این پرستار که بااخلاق است، به این بچه میفهماند که چگونه است. هم آمپول
هست که دردش بیاید و هم شیر هست که خوشش بیاید. انسان هم ساخته میشود. اگر بخواهد
ساخته شود، «وَ لَنَبْلُوَنَّکمْ بِشَیءٍ
مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ
الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ»[1]
در این جزر و مدهاست که آدم درست میشود. از آن طرف هم نمیشود که
نفهمانند که چه کاره هستی. به قول قرآن
اگر این نباشد، در روز قیامت میگوید من هم اگر پولدار بودم به فقرا میدادم. باید
پول به او بدهم تا ببیند به جای اینکه به فقرا بدهد، رباخور شده است. باید پول به
او بدهم تا ببیند به جای اینکه استقبالش به خدا بیشتر شده، دخترش لختی شده است. این
باید باشد و اصلا زندگی یعنی همین. یک روز فقر است که ببیند چه کار است و یک روز
تمول است تا ببیند چه کاره است.
در قرآن بیش از هفت هشت ده مورد اشاره به این میکند و تأکید هم میکند
و معلوم میشود امر مهم است و ما باید مهیا باشیم برای امتحان پس دادن و نمره خوب
آوردن.
میفرماید:
«إِنْ یمْسَسْکمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ»؛ اشاره به جنگ احد است که گفت اگر شما شکست خوردید، مجروح شدید،
دشمن هم مثل شما مجروح شد. در خوشیها بگویید چرا ما چنین هستیم، دیگران هم هستند
و دربدبختیها هم دیگران هم هستند. اگر شکست و جراحت و تلخی روزگار به شما میرسد،
دیگران هم این تلخی را دارند. اگر خوشی هم داریم، دیگران هم این خوشی را دارند.
«وَ تِلْک الْأَیامُ نُداوِلُها بَینَ النَّاسِ»؛ این روزها، یعنی روز خوشی و روز تلخی، روز شکست و روز پیروزی،
زندگی چنین است و مثل سنگ آسیا میگردد. حال چرا چنین است؟
اگر همیشه خوش باشد، به بهشت نمیرسیم. اگر همیشه بد هم باشد، باز
نمیشود و خلاف رأفت و مصلحت خداست. اگر همه زندگی هم تلخ باشد، عقده میشود. سکون
میشود و تحرک نمیشود. اگر همه هم خوش باشد، سکون میشود و تحرک نیست. پس چه وقت
انسان میتواند ترقی کند؟ اینکه مثل سنگ آسیاب بچرخد. گاهی خوش و گاهی بد و گاهی شیرین
و گاهی تلخ. «وَ تِلْک الْأَیامُ نُداوِلُها
بَینَ النَّاسِ»؛ این روزگار اینطور میچرخد.
چرا گردش روزگار چنین است؟ تلخ و شیرین است؟
«وَ لِیعْلَمَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا»؛ برای اینکه به مؤمن بفهماند که چه کاره هستی.
«وَ یتَّخِذَ مِنْکمْ شُهَداءَ»؛ برای اینکه در امتحانها افرادی پیدا شوند که این افراد الگو
باشند برای جامعه. معمولاً یک طلبه چه وقت میتواند مرجع تقلید باشد؟ یک شاگرد کلاس
اول چه وقت میتواند دکتر یا مهندس باشد؟
وقتی طلبه خوب درس بخواند و یا آن آقا خوب درس بخواند و این جزر و
مد تلخی و شیرینی را بچشد تا دکتر یا مرجع تقلید شود. «وَ یتَّخِذَ مِنْکمْ شُهَداءَ»؛ خدا بفهماند چه کاره هستی و الگو در میان اینها پیدا شود.
«وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمینَ»؛ در ضمن بدانید آنها که رفوزه میشوند خدا آنها را دوست ندارد.
برای اینکه ظالم هستند و خدا زمینۀ کمال را فراهم کرده و اینها از کمال استفاده نمیکنند
و به خودشان ظلم میکنند و خدا ظالم را دوست ندارد، چه ظلم به خود باشد و چه ظلم
به اجتماع.
«وَ لِیمَحِّصَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا»؛ یکی اینکه بفهماند چه کاره هستی و یکی هم اینکه انسان در این شیرینی
و تلخی روزگار پخته و پاک میشود. سنگ معدنی وقتی پاک میشود که در کوره چندین
هزار درجهای برود. تا آنجا آلودگیهایش رفع شود و پاک شود.
«وَ یمْحَقَ الْکافِرین»؛ در آن
جزر و مدها، کافر هم نابود شود. یعنی آن سنگهای آلودۀ سنگ معدنی از بین برود و
حسابی طلای نابی در جامعه پیدا شود.
محتوای این آیات در قرآن زیاد آمده است و اینکه ما باید مهیا برای
امتحان دادن باشیم و نمرۀ خوب بیاوریم.
و صلّی الله علی
محمّد و آل محمّد
[1]. بقره،
155: «و قطعاً شما را به چیزى از [قبیلِ] ترس و گرسنگى، و کاهشى در اموال و جانها
و محصولات مىآزماییم؛ و مژده ده شکیبایان را.»