أعُوذُ بِاللهِ
مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ
رب اشرح لی صدری و یسرلی أمری وَحلُل عقدة من لسانی یفقهوا قولی
بحث رسید به آیه 142 از سوره آل عمران:
«أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یعْلَمِ
اللَّهُ الَّذینَ جاهَدُوا مِنْکمْ وَ یعْلَمَ الصَّابِرینَ، وَ لَقَدْ کنْتُمْ
تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَیتُمُوهُ وَ
أَنْتُمْ تَنْظُرُون»[1]
دو آیه دربارۀ امتحان است. باز تأکید میکند که خیال میکنید که
امتحان نمیشوید! نه! حتماً امتحان هست. آیهای که در اینجا متعرض است، اینست که
بعضی اوقات انسان پیش خودش تصورهایی دارد و اینجا هم نقضش را میخواهد گردن خدا
بگذارد. پروردگار عالم نیز او را در امتحان قرار میدهد تا بفهماند که تقصیر خدا نیست
بلکه تقصیر خودش است. مثلاً خیلی از افراد میگویند اگر ما پول داشتیم، به ضعفا و
فقرا رسیدگی میکردیم. اگر ما به جای فلانی بودیم، خیلی کار میکردیم. این شاید در
آن وقت راست بگوید و حتی به راستی اگر جدی این نیت را داشته باشد، «نیة المؤمن خیر
من عمله»، نیتش بهتر از عملش است و خیلی هم ثواب دارد. اما امتحانش میکنند. یا
پول به او میدهند و یا نظیر پول. وقتی پول به او دادند، آنچه میگفته، غیر از آن
میکند. مثلاً میگفته اگر پول داشتم به فقرا کمک میکردم و الان پولدار شده و یک
رباخور حسابی شده و آن هم از فقرا و بیچارهها. در اینجا راجع به جنگ و جهاد صحبت
می کند و میفرماید شما تمنای شهادت میکردید و الان که شهادت جلو آمد، نه تنها
جلو نرفتید، بلکه فرار از جنگ کردید. این از باب مثال است. بسیاری از اشخاص را
سراغ داریم که اول عمرشان و در جوانیشان مرتب میگفتند ای کاش ما به وضع خوبی میرسیدیم
و یک خدمتگزار برای دین و برای جامعه بودیم. اتفاقا به مقام و پول میرسد و به جای
آنکه خدمتگزار دین و جامعه باشند، خودشان از دین بیرون میروند. خودشان کارهایی
انجام میدهند که خیلیها انجام نمیدهند. مثلاً میگوید چرا این افراد اینطور
هستند، ما اگر به جایی میرسیدیم، اصلاح میکردیم. درحالی که پروردگار عالم پست به
او میدهد اما خودش مفسد فیالارض میشود و اینها زیاد اتفاق میافتد؛ لذا خوبش اینست
که همان نیت باشد. «نیة المؤمن خیر من عمله»، انسان هر نیتی کند، پاداش آن را به
او میدهند و همان که میخواهد خدا به او میدهد. مثلاً پول ندارد و زندگی خوبی
ندارد و میگوید خدایا ای کاش ما پول داشتیم و زندگی دیگران را خوب میکردیم. همین
نیز ثواب دارد و اگر در عملش ریا هم باشد، در این نیت ریا هم نیست و به راستی دلش
میخواهد این کار را بکند. لذا برای خیلی از ما خوب است که به این نرسیم و قاعدۀ
«نیة المؤمن خیر من علمه» را خدا در مورد ما جاری کند. و اما اگر به جایی برسیم و
آنطور که میخواستیم رفتار کنیم، آنگاه نمره آوردیم و در امتحان رفوزه نشدیم. تا
ببینیم که چه نمرهای در امتحان میآورد. ولی آنچه مسلّم است، هشتاد درصد رفوزه میشویم.
پنجاه درصد هم نمرههای ضعیفی میآوریم و ده یا بیست درصد در امتحانها خوب درمیآییم
و چیزی که باید روی آن کار کنیم، این قضیه که اینجا روی آن پافشاری دارد، دیروز میگفتم
چندین جا در قرآن این پافشاری را دارد. ای بشر! امتحان میشوی. این زنگ خطرها برای
اینست که ما خودسازی کنیم و ما مهیا شویم و ما بدانیم که امتحانهای مختلف جلو میآید
و ما باید در امتحانها نمره بیاوریم تا آن تهیأ و ریاضتهای دینی ما و دعا کنیم و
از دعاهایی که فوقالعاده باید بشود اینست که خدایا من میدانم امتحان برایم یکی
پس از دیگری جلو میآید و من در این امتحانها رفوزه نشوم. بزرگان این دعا را زیاد
میکردند که خدایا امتحان زیاد جلو میآید و تو کاری کن که ما از امتحان خوب بیرون
بیاییم. این تهیأها و ریاضتهای دینی انسان را مثل یک محصل که میداند امتحان میشود.
اینکه میداند امتحان میشود، گاهی تنبلی میکند و سر امتحان رفوزه میشود. اما
شاگردی که پشت انداز نیست و از اول میداند که در سال دو سه مرتبه امتحان میشود،
این احتیاج ندارد که دو سه روز قبل از امتحان اینقدر خودکشی کند و به جایی هم نرسد
بلکه از اول خوب درس میخواند. موقع امتحان هم خوب نمره میآورد و یک سرفرازی برای
خودش و معلمش و برای دیگران است.
این اصرار قرآن برای اینست، آیه اینست:
«أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ»؛ خیال میکنید که وارد بهشت میشوید. به قول بزرگان «أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ» مسبب است و ارادۀ سبب شده است. یعنی آیا خیال میکنید که در امتحانها
خوب درمیآیید و آن نیتهایی که داشتید، وقتی به نیتها رسیدید عمل کنید. مثل اینکه
میگفتید ای کاش من هم پولدار میشدم و بهشتی میشدم. حال گمان میکنید وقتی
پولدار شدید، چنین است! میفرماید امتحان میکنیم. «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ»؛ آیا گمان میکنید که وارد بهشت میشوید!
«وَ لَمَّا یعْلَمِ اللَّهُ الَّذینَ جاهَدُوا مِنْکمْ»؛ یعنی خدا نمیداند آن مجاهد شما کیست. یعنی خدا میداند. به
عبارت دیگر میگوید اگر گمان میکنید بدون امتحان به جایی میرسید، اینطور نیست و
حتماً باید پروردگار عالم شما را امتحان کند.
«وَ یعْلَمَ الصَّابِرینَ»؛ خدا میداند
که هرکس چه کاره است. صبر و استقامت در مقابل مشکلات، یعنی مهیا شدن برای امتحان
را میداند. بنابراین باید قبل از آنکه امتحان بیاید، با صبر و استقامت کاری کنیم که
در موقع امتحان رفوزه نشویم.
«وَ لَقَدْ کنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ
تَلْقَوْهُ»؛ شما میگفتید ای کاش جبهه جلو میآمد
و ما هم شهید میشدیم. اما وقتی جبهه میآید و به راستی نوبت امتحان میشود، گیر میکنید.
شما تمنای مرگ میکردید قبل از آنکه ملاقاتش کنید.
«فَقَدْ رَأَیتُمُوهُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُون»؛ وقتی مرگ جلو آمد و جبهه را دیدید، نظرهای عجیبی دارید. درجاهای
دیگر میگوید وقتی میخواهد بمیرد چطور نظر میکند، به راستی اینطور میترسد و عقب
نشینی میکند. بدتر از اینها بلکه فرار از جنگ میکند.
این دو آیه باز همان حرفهای سابق را تکرار میکند که انسان بعضی
اوقات آمال و آرزوهای دینی و عقلی دارد و به راستی آن موقع هم آن آمال و آرزوها
هست و به راستی دلش میخواهد به جایی برسد. اما موقع امتحان که میشود در امتحان
رفوزه میشود. میگوید ای کاش پول داشتم و به مردم میرسیدم و وقتی به پول میرسد
به مردم نمیرسد. میگوید ای کاش جبهه جلو میآمد و ما هم میرفتیم و وقتی جبهه
جلو میآید، از جنگ فرار میکند.
و صلّی الله علی
محمّد و آل محمّد
[1]. آل عمران، 142 و 143: «آیا پنداشتید که داخل بهشت مىشوید، بىآنکه
خداوند جهادگران و شکیبایان شما را معلوم بدارد؟، و شما مرگ را پیش از آنکه با آن
روبرو شوید، سخت آرزو مىکردید؛ پس، آن را دیدید و [همچنان] نگاه مىکردید.»