أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ
رب اشرح لی صدری و یسرلی أمری وَحلُل عقدة من لسانی یفقهوا قولی
بحث رسید به آیه 144 از سوره آل عمران:
«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ
الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِکمْ وَ مَنْ ینْقَلِبْ
عَلى عَقِبَیهِ فَلَنْ یضُرَّ اللَّهَ شَیئاً وَ سَیجْزِی اللَّهُ الشَّاکرینَ»[1]
شأن نزول آیه مربوط به جنگ احد است. سابقاً گفتم در جنگ احد اول پیروزی
با مسلمانها بود و اما بعد شکست خوردند. اینها در دامنه کوه اُحُد جبهۀ جنگ درست کردند
و خط مقدم جبهه را آنجا قرار دادند. دشمن هم خیلی مجهز بود. اما تا دشمن رسید اینها
حمله کردند و دشمن را نابود کردند و دشمن فراری شد. چندین هزار نفر هم بودند اما
مسلمانها هفتصد نفر بودند. معلوم است وقتی فرار کردند، تجهیزاتشان را گذاشتند
و فرار کردند. اینها به جای اینکه تعقیب
دشمن کنند، تعقیب غنائم کردند و در دنیا رفتند. یک دفعه صد درصد از آخرت بیرون
آمدند. دشمن هم از پشت از درهای آمد و شبیخون به اینها زد و آنها هم برگشتند و
ناگهان مسلمانها دیدند در محاصره هستند و فرار کردند. یکی از اشتباهات بزرگ همین
بود که نقطه سیاهی هم در اسلام شد و پاک شدنی هم نیست و اینها پیغمبر را گذاشتند و
فرار کردند. پیغمبر ماند و امیرالمؤمنین«سلاماللهعلیهم»
و یک خانم که مهار شتر پیغمبر اکرم را داشت و همه فرار کردند. بعضی
به کوه فرار کردند و بعضی به مدینه فرار کردند. مخصوصاً اینکه دشمن توی دل اینها
را خالی کرد و داد زد و گفت پیغمبر کشته شده است. اینها یک دفعه ترسیدند و گفتند پیغمبر
نیست و فرار کردند. بالاخره به دست امیرالمومنین علی«سلاماللهعلیه» دشمن عقب نشینی کرد.
البته یک معجزه هم هست. یک خرق عادت است که در آیاتی اگر یادتان باشد، قبلاً خواندیم
که از غیب نیرو آمد و ملائکه آمدند و در دل آنها خالی شد و خدا ترس را در دل دشمن
انداخت و بالاخره دشمن عقب نشینی کرد. کسانی هم که از مسلمانها فرار کرده بودند،
برگشتند اما سر به زیر بودند. علی کل حال پیغمبر نشسته بودند و دندان مبارک پیغمبر
شکسته بود و پیشانی ایشان شکسته بود و زخم زیادی برداشته بودند، اما عمده امیرالمؤمنین
که چندین مرتبه روی زمین افتادند و با جمله یا علی مدد پیغمبر اکرم، حضرت علی بلند
شد. شمشیر امیرالمؤمنین شکست و ذوالفقار برای امیرالمؤمنین آمد و خیلی کمک به حضرت
میشد از طرف خدا. جبرئیل داد زد که «لافَتی إلاّ علی
لاسَیف إلاّ ذوالفَقار»؛ بالاخره دشمن فرار کرد و اینها
هم برگشتند و پیغمبر اکرم در دامنه کوه احد نشستند و اصحاب هم اطرافشان بودند. شخصی
گفت یا رسول الله! ما که پیروز بودیم، چطور شکست خوردیم. پیغمبر فرمودند برای اینکه
یک لحظه خدا را فراموش کردید. هرکه یک لحظه خدا را فراموش کند، شکست است. مثال زدیم
مثل اینجا که یک لحظه کارخانه برق ندهد و این مسجد از کارخانه قطع شود، اینجا تاریک
است. بعد این آیه آمد که صرف اینکه گفتند پیغمبر کشته شد، دین پیغمبر که کشته نشد.
شما باید روی دین پیغمبر حساب کنید. اگر پیغمبر شرافت دارد به خاطر دین و قرآنش
است. از همین جهت هم خدا درحالی که امام حسین را خیلی دوست دارد، اما راضی است که
امام حسین فدای دین شود. پیغمبر و امام حسین همه وابسته به دین هستند و دین باید
تقویت شود. حال پیغمبر از دنیا برود یا نرود. آنچه از این دو آیه برداشت میکنیم
دو چیز است.
یک اینکه اگر ما خدا را فراموش کنیم، شکست است. نمیشود هم دنیا و
هم خدا. هم خرما و هم خدا. اگر خدا نشد، شکست است.
یکی هم اینکه ما باید توجه به این داشته باشیم که دین خیلی مهم
است. دین پیش خدا خیلی عزیز است. همه چیز فدای دین است. این قضیه کربلا خیلی مهم
است. امام حسین خیلی عزیز پیش خدا و پیش پیغمبر است. اما همین امام حسین وقتی دین
در مخاطره باشد، «إنّ الله قَد شاء أن یراک قَتیلا». به او میگفتند نرو و میگفت خدایا میخواهم بروم برای اینکه دین
در مخاطره است. میگفتند زینب را نبر، میگفت باید ببرم برای اینکه دین در مخاطره
است. همه فدای دین؛ لذا انسان باید دین را حفظ کند. از نظر اعتقادی، از نظر شعاری
و از نظر عملی.
میفرماید:
«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ»؛ اینکه شما وابسته به شخص پیغمبر باشید، اینطور نیست بلکه باید
وابسته به ولایت پیغمبر باشید. پیغمبر رسولی بیش نیست و شرافتش به واسطه این
رسالتش است.
«قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ»؛ قبل از پیغمبر خیلیها آمدند و صد و بیست و چهار هزار پیغمبر
آمده است. همه هم شرافتشان به واسطه دین بوده است.
«أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِکمْ»؛ اگر پیغمبر مرد، شما از اسلام برمیگردید! یعنی برمیگردید به
زمان جاهلیت و بیدینی؟! نه، عقلتان میگوید نه و فطرتتان میگوید نه. عقل میگوید
اگر پیغمبر مُرد، احترام به پیغمبر اینست که ما دین پیغمبر را حفظ کنیم. اگر پیغمبر
مرد یا کشته شد و شهید در جبهه شد، آیا شما برمیگردید به زمان جاهلیت؟!
«وَ مَنْ ینْقَلِبْ عَلى عَقِبَیهِ فَلَنْ یضُرَّ اللَّهَ شَیئاً»؛ اگر هم برگردید، به خدا نمیتوانید ضرر بزنید بلکه به خودتان ضرر
میزنید. برای اینکه یک درّ گرانبها بنام دین، پیغمبر برایتان آورده و این درّ
گرانبها را رها میکنید و بیدین میشوید. این ضررش از خودتان است و نه از خدا.
«وَ سَیجْزِی اللَّهُ الشَّاکرینَ»؛ این اشاره به امیرالمؤمنین علی«سلاماللهعلیه» است که تعریض میکند
که چرا فرار کردید و چرا دین را رها کردید و از جنگ فرار کردید؟!
خدا شما را ملامت میکند و پاداش میدهد به کسی که شاکر است. به جای
اینکه بگوید «وَ سَیجزِ الله المُجاهدین» اما میفرماید: «وَ سَیجْزِی اللَّهُ الشَّاکرینَ». روایت داریم وقتی امیرالمؤمنین«سلاماللهعلیه» لاأقل شصت زخم
به بدن مبارکشان آمد. وقتی به مدینه رفتند، همه میگفتند امیرالمؤمنین از دنیا میرود.
بعضیها تا هشتاد زخم هم رفتند. معلوم است شصت یا هشتاد زخم کاری خورده باشد، نباید
امیرالمؤمنین زنده باشد. پیغمبر به دیدنش رفتند و پیغمبر دست روی زخمها مالیدند و
همه خوب شد و امیرالمؤمنین که لاأقل شصت و یک زخم داشتند، همه خوب شد و مهیا شدند
برای جنگ. برای اینکه دشمن در جنگ احد دوباره برگشت و مسلمانهای شکست خورده حال
نداشتند و امیرالمؤمنین با معجزه خوب شد و به خط مقدم جبهه آمد و مسلمانها هم به
دنبالش رفتند و دشمن هم ترسید و فرار کرد.
حال آنچه مهم است، امیرالمؤمنین«سلاماللهعلیه» پیش پیغمبر اکرم
گفت یا رسول الله! شکر میکنیم خدا را که شما زندهاید. شکر میکنیم خدا را که
دشمن فرار کرد و شکر میکنیم خدا را که من توانستم در خط مقدم جبهه بمانم. شکر میکنم
خدا را که توانستم دین خدا را یاری کنم. مرتب الحمدلله میگفت. شصت زخم برداشته
اما ذکرش الحمدالله ربّ العالمین است. ما هم باید در مشکلات به جای گله کردن از
خدا، الحمدلله بگوییم و شکرلله بگوییم. برای اینکه انسان از یک طرف مصیبت داشته
باشد، اما همان مصیبتزده خیلی نعمت دارد.
الان همۀ شما معمولاً مشکل دارید. مشکلات هم زیاد است اما همین شما
افراد که مشکل دارید، همیشه چشم به مشکل میدوزید؛ لذا چرا چرا و غم و غصه و
اضطراب خاطر دارید. اما اگر همۀ شما عقل نداشتید، چه میشد! لذا بگوییم الحمدلله
رب العالمین که شعور دارم و عقل دارم و میتوانم بلند شوم و نماز بخوانم. الحمدلله
که مردم به من سنگ نمیزنند و مردم مرا مسخره نمیکنند و در کوچهها راه نمیافتم
و آبروی زن و بچهام را نمیبرم. الان مثلا یک روانشناس خوب میگوید که تو که خیلی
مشکل داری، من دو تا چشم تو را میگیرم و تمام دنیا را به تو میدهم. تمام دنیا از
تو و دو پایت را قطع میکنم. انسان نعمت زیاد دارد. به جای اینکه ناشکری کند، به
جای اینکه گله از خدا کند، همیشه باید مثبت باشد و نه منفی باف. «وَ سَیجْزِی اللَّهُ الشَّاکرینَ»؛ مراد از این شاکرین یعنی علی«سلاماللهعلیه».
و صلّی الله علی
محمّد و آل محمّد
[1]. آل عمران، 144: «و محمد، جز فرستادهاى که پیش از او [هم] پیامبرانى
[آمده و] گذشتند، نیست. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، از عقیده خود برمىگردید؟ و
هر کس از عقیده خود بازگردد، هرگز هیچ زیانى به خدا نمىرساند، و به زودى خداوند
سپاسگزاران را پاداش مىدهد.»