جستجو :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز: ۱۳۹۸ دوشنبه ۲۵ شهريور

 
  • اطلاعیه شروع درس خارج‌فقه - 23/6/1398
  • دیدار آقای دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی - 4/6/1398
  • آیین عمّامه‌گذاری طلاب حوزۀ علمیّۀ اصفهان - 28/5/1398
  • آیین افتتاح سال تحصیلی جدید حوزۀ علمیّۀ اصفهان - 26/5/1398
  • اطّلاعیّۀ برگزاری مراسم جشن روز عید سعید غدیر - 28/5/1398
  • پيام به سومین جشنوارۀ بین‌المللی شعر نهج‌البلاغه - 27/5/1398
  • درس اخلاق؛ شرح چهل حدیث، حدیث چهلم: ارزش و منزلت تعقّل - 19/5/1398
  • درس اخلاق؛ شرح چهل حدیث، حدیث سی‌ و نهم: آبروریزی از مردم، سبب قطع ولایت الهی
  • پيام به سومین دورۀ مسابقات کشوری قرآن کریم مددجویان و کارکنان کمیتۀ امداد امام خمینی«قدّس‌سرّه» - 5/5/1398

  • -->




    اقسام توحيد

    توحيد اقسام مختلفى دارد. در اين نوشتار مهمترين اقسام آن را مى‏‌آوريم:

     الف) توحيد ذاتى

     ذات خداوند متعال بى همتاست و واجب الوجودى جز او نيست. در فصل دوّم درباره اين قسم از توحيد سخن گفتيم. قرآن شريف نيز مى‏فرمايد:

     «وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَد».[1]

    »و مانندى براى خدا نيست».

     ب) توحيد صفاتى

     ذات خداوند متعال بسيط است و هيچ تركيبى در آن راه ندارد و صفات خداوند متعال نظير علم و قدرت، عين ذات اوست، بر خلاف علم و قدرت ما كه زايد بر ذات ما است. به عبارت ديگر ذات خداوند متعال در عين بساطت، همه كمالات را داراست و اگر مغايرتى هست، مغايرت مفهومى است نه مصداقى و ذاتى، يعنى صفات خدا گرچه از نظر مفهوم با يكديگر تفاوت دارند ولى از نظر مصداق و خارج، وحدت دارند. همچنانكه نسبت صفات با ذات مقدّس او نيز چنين است مثلاً آنچه از كلمه «عالِم»مى‏فهميم غير از آن چيزى است كه از كلمه «قادر» درك مى‏كنيم و آنچه از اين دو صفت، برداشت مى‏كنيم غير از آن چيزى است كه از ذات مقدّس «اللَّه» مى‏فهميم، لكن از حيث مصداقى و خارجى، مغايرتى بين ذات مقدّس او و علم او و قدرت او وجود ندارد. دليل اين امر نيز بديهى است، زيرا اگر ذات خداوند متعال بسيط نباشد و خداوند مركّب از ذات و صفات باشد، لازم مى‏آيد كه او محتاج باشد، در حالى كه واجب الوجود، وجودى بى نياز است و قرآن شريف نيز به اين مطلب اشاره دارد :

     »قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ اَللَّهُ الصَّمَدُ».[2]

    »بگو او خداى يكتا و بى نياز است».

     اميرالمؤمنين«سلام‌الله‌علیه» مى‏فرمايد:

     »كَمالُ الْاِخْلاصِ لَهُ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ لِشَهادَةِ كُلُّ صِفَةٍ اَنَّها غَيْرُ الْمَوصُوفِ وَ شَهادَةُ كُلُّ مَوصُوفٍ اَنَّهُ غَيْرُ الصِّفَة».[3]

    »كمال اخلاص خدا، آن است كه وى را از صفات ممكنات پيراسته دارند زيرا هر صفتى گواهى مى‏دهد كه غير از موصوف است و هر موصوفى شهادت مى‏دهد كه غير از صفت است (و لازمه آن احتياج موصوف به صفت است و خداى محتاج، خدا نيست)».

     ج) توحيد عبادى

     عبادت و پرستش، مخصوص خداوند متعال است و هيچ معبودى جز ذات پاك او وجود ندارد. اين قسم از توحيد از مهمترين اقسام توحيد است و همه پيامبران بر آن تأكيد كرده‏اند. كلمه توحيد «لا اله الّا اللَّه» كه شعار اسلام است نيز به همين قسم از توحيد اشاره دارد:

     »وَ ما اُمِرُوا اِلاَّ لِيَعْبدُوا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدّين».[4]

    »و مردم مأمور نشده‏اند مگر اينكه خدا را بپرستند«.

     دليل بر توحيد عبادى نيز واضح است چرا كه عبادت و پرستش، يك امر اضافى ميان بنده و خداوند است و در جايى كه خداوند، نباشد، اين تضايف و امر اضافى هم نخواهد بود و اگر اين تضايف، بيايد ظلم در حقّ عابد و معبود شده است و از اين جهت قرآن شريف مى‏فرمايد:

     «لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ اِنّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ».[5]

    »به خداوند شرك نورزيد چرا كه شرك، هر آينه، ستمى بزرگ است».

     در ذيل اين قسم تذكّر دو نكته لازم است:

     نكته اوّل) تعظيم بندگان صالح خدا به امر خداوند متعال خلاف توحيد و مصداق شرك نيست، بلكه امرى مطلوب است. به عبارت رساتر عبادت از نظر مفهوم غير از تعظيم و تكريم است، زيرا معناى «عبادت» تعظيم خداوند متعال با توجّه به خدايى اوست، ولى معناى تعظيم و تكريم، احترام گذاشتن به عبد صالح به عنوان بنده‏اى از بندگان خداست. خداوند نيز به اين مسأله فرمان داده است، در اين باره به دو آيه اشاره مى‏كنيم:

     «فَاِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ روُحى فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ اَجْمَعُونَ اِلاَّ اِبْليسَ».[6]

    »وقتى انسان را درست كردم و از روح خود در آن دميدم همگى براى او سجده كنيد، پس همه فرشتگان سجده كردند غير از ابليس«.

    »وَ رَفَعَ اَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً».[7]

    »پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگى به خاطر يوسف به سجده افتادند».

     آيه اوّل بيانگر سجده فرشتگان بر آدم و آيه دوّم نيز بيانگر سجده برادران يوسف«سلام‌الله‌علیه»بر او است كه نشان از تعظيم و تكريم ايشان دارد نه عبادت آنان.

     نكته دوّم) توحيد در عبادت داراى مراتبى است كه بعضى از آن مراتب مربوط به علم فلسفه و كلام است و آن پرستش خداوند متعال و شريك نگرفتن در عبادت و پرستش اوست.

     مراتب ديگر آن نيز مربوط به علم اخلاق است كه براى سير و سلوك و پيمودن مراحل كمال لازم است.

     قرآن شريف متابعت از شيطان و نفس امّاره را شرك مى‏داند :

     «اَلَمْ اَعْهَدْ اِلَيْكُمْ يا بَنى ادَمَ اَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ اِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ».[8]

    »اى فرزندان آدم، مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را نپرستيد، زيرا وى دشمن آشكار شما است«.

     «اَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلهَهُ هَواهُ».[9]

    »آيا ديدى كسى را كه هوس خويش را معبود خود قرار داد».

     بلكه از قرآن شريف و روايات اهل بيت«سلام‌الله‌علیهم»: به خوبى استفاده مى‏شود هر چيزى كه دل را مشغول و از خداوند متعال دور كند، همان بت انسان است.

     «لا تُلْهِكُمْ اَمْوالُكُمْ وَ لا اَولادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ».[10]

    »اموال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نكند».

     اميرالمؤمنين على«سلام‌الله‌علیه»فرمود:

     »كُلَّما شَغَلَكَ عَنِ اللَّهِ فَهُوَ صَنَمُكَ».

     »هر چيزى كه تو را از ياد خدا دور كند، همان بت توست».

     د) توحيد افعالى

     موثّرى در جهان هستى جز خداوند متعال نيست. اين مفهوم نيز از معانى كلمه »لااله الّااللَّه« است. تحقّق اين قسم از توحيد بسيار مشكل است، زيرا التزام عملى به اين امر مشكل است:

     «وَ ما يُؤْمِنُ اَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ اِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُون».[11]

    »بيشترشان به خداوند ايمان نمى‏آورند مگر اينكه (با او چيزى را) شريك مى‏گيرند«.

     به عبارت ديگر، هر فعلى و هر اثرى كه در جهان هستى پديد مى‏آيد، همه، از اراده حقّ تعالى است:

     «اَللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَى‏ء».[12]

    »خدا آفريننده هر چيزى است».

     »لَهُ مَقاليدُ السَّمواتِ وَ الْاَرْض».[13]

    »كليدهاى آسمان و زمين از آن اوست».

     «فَسُبْحانَ الَّذى بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَى‏ءٍ وَ اِلَيْهِ تُرْجَعُون».[14]

    »منزّه است خداوندى كه مالكيت و حاكميت همه چيز در دست اوست و به سوى او بازگردانده مى‏شويد«.

     البتّه توحيد افعالى به اين معنى نيست كه »واسطه فيض« در اين جهان نباشد، بلكه عناصر جهان هستى در يكديگر تأثير دارند و به اصطلاح فلسفى، نظام جهان بر پايه علّت و معلول استوار است.

     ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند

    تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى

    »اِنَّ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْاَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَاياتٍ لِاُولِى الْاَلباب»[15].

    »همانا در آفرينش آسمانها و زمين و گردش شب و روز نشانه‏هايى براى عاقلان است».

    »اَللَّهُ الَّذى يُرْسِلُ الرِّياحَ فَتُثيرُ سَحاباً فَيَبْسُطُهُ فِى السَّماءِ كَيْفَ يَشاء».[16]

    »خداست كسى كه بادها را مى‏فرستد تا ابرهايى را به حركت در آورند سپس آنها را در آسمان آنگونه كه بخواهد مى‏گستراند».

     بلكه توحيد افعالى به اين معنى است كه همانگونه كه خلقت جهان هستى از ناحيه خداست، تأثير عناصر جهان هستى در يكديگر نيز از اوست، و به عبارت دقيق‏تر «هدايت تكوينی» جهان هستى نيز از خداست:

    »رَبُّنا الَّذى اَعْطى كُلَّ شَى‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى».[17]

    »پروردگار ما كسى است كه همه چيز را آفريد و آنگاه آن را هدايت فرمود (تأثير و عليّت را به آن عطا نمود«.

     احكام فقهى  / توحيد افعالى در عالم تشريع

     همچنين توحيد افعالى به اين معنى نيست كه انسان در اعمال خود اختيار نداشته باشد، بلكه مختار بودن انسان امرى طبيعى و بديهى است :

    »اِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ اِمَّا شاكِراً وَ اِمَّا كَفُوراً».[18]

    »ما راه را به انسان نشان داديم، خواه بپذيرد يا نپذيرد».

     بلكه توحيد افعالى به اين معنى است كه پروردگار عالم همانگونه كه ما را خلق كرده، آزادى ما را نيز آفريده است و به عبارت ديگر خداوند اراده كرده است كه ما در اعمال خود آزاد باشيم و اين همان چيزى است كه شيعه اماميّه از امام صادق«سلام‌الله‌علیه»آموخته‏اند:

     »لا جَبْرَ وَ لا تَفْويضَ بَلْ اَمْرٌ بَيْنَ اَمْرَيْنِ».[19]

    »نه جبر است و نه تفويض، بلكه چيزى است ميان اين دو».

     يعنى خداوند اراده كرده است كه ما اعمال خود را با آزادى و اختيار انجام دهيم.

     خلاصه سخن اينكه، توحيد افعالى اين است كه ما پروردگار عالم را بى‏نياز از همه كس و همه چيز بدانيم و چيزى و كسى را مستقل در امور نشماريم. اداره جهان هستى فقط به دست اوست و يك معناى «لا اِلهَ اِلَّا اللَّه» همان «لا مُؤَثِّرَ فِى الْوُجُودِ اِلَّا اَللَّه» است، يعنى هيچ تأثيرگذارى در عالَم هستى، چه در خلقت آن و چه در اداره و تدبير آن غير از خداوند متعال وجود ندارد.

     ادلّه سه‏گانه‏اى كه تحت‏عنوان برهان نظم، برهان امكان و برهان فطرت در فصل دوّم به آن اشاره شد، دليل بر اين است كه مؤثّرى جز خدا در جهان هستى نيست.

    ==============

    پی‌نوشت‌ها

    1. اخلاص / 4.

    2.اخلاص / 2 - 1.

    3.نهج البلاغه / خطبه 1.

    4. بيّنه / 5.

    5. لقمان / 13.

    6. حجر / 31 - 29.

    7. يوسف‌/ 100.

    8. يس / 60.

    9. جاثيه / 23.

    10. منافقون / 9.

    11. يوسف / 106.

    12. رعد / 16.

    13. زمر / 63.

    14. يس / 83.

    15. آل عمران / 190.

    16. روم / 48.

    17. طه / 50.

    18. انسان / 3.

    19. بحار الانوار، ج 4، ص 197، باب 3، ح 2.

    احکام
    اخلاق
    اعتقادات
    اسرار حج
    مناسک حج
    صوت
    فيلم
    عکس

    هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى مظاهری «مدّظلّه‌العالی»
    آدرس دفتر اصفهان: خيابان عبد الرزاق – کوی شهيد بنی لوحی - کد پستی : 99581 - 81486
    تلفن : 34494691 -031          نمابر: 34494695 -031
    آدرس دفتر قم :خیابان شهدا(صفائیه)- کوی ممتاز- کوچۀ شماره 1(لسانی)- انتهای بن‌بست- پلاک 41
    تلفن 37743595-025 کدپستی 3715617365
    Web:www.almazaheri.org     Email:info [at] almazaheri [dot] org