جستجو :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز: ۱۴۰۱ سه شنبه ۱۸ بهمن


 
  • پيام به هفتمین همایش چهرۀ ماندگار تبلیغی استان اصفهان، نکوداشت آیت‌الله آقای حاج شیخ اسدالله جوادی
  • پيام در پی درگذشت مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حاج سید مهدی ابطحی«رحمة‌الله‌علیه»
  • درس اخلاق؛ فضیلت‌های فراموش شده، فضیلت چهاردهم: «فعالیّت»؛ جلسۀ سوم
  • پیام خطاب به حضرت آيت‌الله العظمى سبحانى«دامت‌برکاته»
  • پیام به جشوارۀ علمی، ترویجی و تکریمی زکات
  • پیام در پی ارتحال مرحوم حضرت آيت‌الله آقاى حاج سيد محمدصادق حسينى روحانى«رضوان‌الله‌تعالى‌عليه»
  • درس اخلاق؛ فضیلت‌های فراموش شده، فضیلت چهاردهم: «فعالیّت»؛ جلسۀ دوم
  • پيام تسليت در پى حادثه تروريستى در حرم حضرت احمد بن موسى«عليهماالسلام»
  • پيام به نشست قرآنی اساتید و روحانیّون حوزۀ علمیّۀ اصفهان

  • -->

    اصل پنجم:معاد/ فصل بيست و پنجم: اثبات معاد

    «معاد» پنجمين اصل از اصول دين است. مسأله معاد در تمام اديان الهى مسأله‌‏اى ضرورى است. بيش از يك سوّم از آيات قرآن شريف درباره معاد است و كمتر سوره‏اى در قرآن كريم يافت مى‌‏شود كه ذكرى از معاد و زندگى پس از مرگ در آن نباشد. فيلسوفان بزرگ نظير خواجه نصير الدّين طوسى، شيخ الرّئيس ابوعلى سينا و صدر المتألّهين دليلهاى فراوانى براى اثبات اصل معاد و زندگى بعد از مرگ آورده‏اند. ما از ميان اين دلائل، سه دليل متقن و قابل فهم براى عموم را در اينجا مى‏آوريم:

     

     الف) برهان حكمت

     آفرينش جهان نمى‌‏تواند بدون هدف و باطل باشد. قرآن شريف بارها اين نكته را با صراحت مطرح كرده و بلكه دستور داده است كه اين مفهوم را به عنوان دعا بخوانيم تا در عمق جانمان رسوخ كند:

    »اَلَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّروُنَ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْاَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ». [1]

    «همانها كه در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه به پهلو خوابيده‌‏اند خدا را ياد مى‌‏كنند و در اسرار آفرينش آسمان‌ها و زمين مى‌‏انديشند (و مى‏گويند) پروردگارا، اينها را بيهوده نيافريده‏‌اى، منزّهى تو، ما را از عذاب آتش نگاه‏‌دار».

     پس خلقت جهان هدف دار است، اين زندگى دنيايى - كه تكرار مكرّراتى، بيش نيست و براى همه، حتّى براى آنان كه از رفاه بسيار برخوردارند زندگى پر رنجى است - قطعاً هدف خلقت نيست. هر نوش اين زندگى داراى نيش‌ها، و هر لذّت آن همراه با دردها است. اگر بناست زندگى دنيايى با آن همه رنج‌ها، بعد از مدّتى نابود شود، پس چرا آمده‏‌ايم؟ اين جمله كه «اگر آمده‌‏ام چرا مى‌‏روم؟ و اگر مى‌‏روم چرا آمده‌‏ام؟ آيا آمده‌‏ام يك عمر رنج را تحمّل كنم؟» براى ردّ منكران معاد جمله رسايى است. پس بايد بعد از مرگ نيز حياتى وجود داشته باشد تا بتوان ابديّت، لذّت بدون درد، نوش بدون نيش و راحتى بدون رنج را در آن ديد وگرنه خلقت جهان هستى، عبث و باطل و بر خلاف حكمت خواهد بود، در حالى كه همه افعال خداوند حكيم، از روى حكمت و دليل حكيمانه است. قرآن شريف در آياتى به اين برهان تصريح مى‏كند. يكى از آن آيات چنين است:

     «اَفَحَسِبْتُمْ اَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ اَنَّكُمْ اِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ». [2]

    »آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريده‌‏ايم و به سوى ما بازگردانده نمى‌‏شويد».

     

     ب) برهان عدالت

     اين جهان به گونه‏‌اى است كه اعطاء پاداش به خوبان و كيفر بدان در آن، به صورت كامل ممكن نيست، به عنوان مثال آيا مى‌‏توان پاداش كسى را كه عمرى به جامعه بشرى و به همنوعان خود خدمت كرده و عالَمى را احياء كرده است، در چند روز عمر داد؟ و آيا كسى را كه عمرى به خلق خدا خيانت كرده و عالَمى را به آتش فساد كشيده است مى‌‏توان در اين عمر چند روزه كيفر داد؟ آيا كيفر كسى كه هزاران بى‌‏گناه را به خاك مذلّت نشانده و يا كشته است، تنها كشتن اوست؟ حقيقت آن است كه اين دنيا نمى‌‏تواند ظرف كاملى براى پاداش يا كيفر بسيارى از مردم باشد در حالى كه عدالت خداوند اقتضا مى‏كند كه هر كس نتيجه اعمال خود را ببيند. پس بايد جهان ديگرى - كه ظرف حقيقى و واقعى‏پاداشها و كيفرها است - وجود داشته باشد. قرآن شريف در آياتى به اين دليل نيز تصريح كرده كه يكى از آن آيات چنين است:

    »اِنَّ السَّاعَةَ اتِيَةٌ اَكادُ اُخْفيها لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى» [3]

    «به طور قطع رستاخيز خواهد آمد، مى‏‌خواهم آن را پنهان كنم تا هر كس در برابر سعى و كوشش خود جزا داده شود».

     

     ج) برهان خلقت

     نوزاد در رحم مادر، داراى چشم، گوش، زبان، جهاز هاضمه، قلب و بسيارى اعضاء ديگر است ولى اين اعضاى برونى و درونى براى او در شكم مادر، فايده كاملى ندارند. بنابراين، وجود اعضا و جوارح دليل روشنى است بر اينكه نوزاد براى رحم مادر خلق نشده است و شكم مادر براى او تنها جاى پرورش ابتدايى و رسيدن به كمال براى حضور در ظرفى ديگر است. او را در مكانى تنگ و تاريك و پر رنج قرار داده‌‏اند تا براى زندگى در جهانى كه بتواند از اين اعضا استفاده كند، آماده شود. پس از تولّد و استفاده از اين ابزار معلوم مى‏شود كه چيزهاى ديگرى نيز هست كه در اين جهان امكان رسيدن به آنها نيست، مثل زندگى ابدى و بدون رنج، شادى‏هاى بدون غم، ارضاى غريزه‏‌هاى انسانى بدون ملامت و بدون سرخوردگى و بدون تبعات، سلامتى بدون مرض، جوانى بدون پيرى، قوّت بدون ضعف، رسيدن به معنويّات، رفع جهل و عجز، كنار رفتن حجاب‌هاى ظلمانى يقين مطلق، مدينه فاضله، محيطى كه در آن رذالت، حسد، كينه و تكبّر وجود نداشته نباشد، محيطى بدون ظلم و معصيت كه عدالت و اطاعت الهى در آن محيط حكم‏فرما باشد و .... آرى، اين آرزوها و آرمان‌ها و اميدهاى واقعى انسان است كه رسيدن به آن در اين دنيا ممكن نيست، زيرا اين جهان، جهان آلودگى است، جهان اصطكاك و فساد است. وقتى خداوند متعال فرشتگان را از اراده خود بر خلقت آدم آگاه كرد، فرشتگان‏گفتند: آيامى‌‏خواهى ‏كسى را خلق‏كنى كه‏ خونريزى و فساد لازمه وجود اوست؟:

    »اِنّى جاعِلٌ فِى الْاَرْضِ خَليفَةً قالُوا اَتَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ». [4]

    »من در روى زمين جانشينى قرار خواهم داد، (فرشتگان) گفتند: آيا كسى را در آن قرار مى‏دهى كه فساد و خونريزى كند».

     با اين بيان در مى‌‏يابيم كه انسان همان‌گونه كه براى رحم مادر خلق نشده، براى اين دنيا نيز خلق‏نشده است، بلكه براى جهانى خلق‏شده كه هر چه مى‏خواهد هست:

    »وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْاَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْاَعْيُنُ وَ اَنْتُمْ فيها خالِدوُنَ».  [5]

    »و در آن (بهشت) آنچه دل‌ها مى‏خواهد و چشم‌ها از آن لذّت مى‌‏برد موجود است و شما هميشه در آن خواهيد ماند».

     و براى عالَمى خلق شده كه به خواسته‏‌هاى بلند انسانيّت و اميدهاى ارجمند آدميّت دسترسى پيدا كند، جهانى كه ظرف دستيابى به آن آرزوها و در حقيقت ظرف استكمال نهايى انسان است.

    --------------------------------------

    پي‌نوشت‌ها

    1-  آل عمران / 191.

    2- مؤمنون / 115.

    3- طه / 15.

    4-  بقره / 30.

    5. زخرف / 71.

    احکام
    اخلاق
    اعتقادات
    اسرار حج
    مناسک حج
    صوت
    فيلم
    عکس

    هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى مظاهری «مدّظلّه‌العالی»
    آدرس دفتر اصفهان: خيابان عبد الرزاق – کوی شهيد بنی لوحی - کد پستی : 99581 - 81486
    تلفن : 34494691 -031          نمابر: 34494695 -031
    آدرس دفتر قم :خیابان شهدا(صفائیه)- کوی ممتاز- کوچۀ شماره 1(لسانی)- انتهای بن‌بست- پلاک 41
    تلفن 37743595-025 کدپستی 3715617365